[ شرح ] غزل 293
بيت 1 : خلوتگه كاخ ابداع : كاخ بديع آفرينش ، فلك شمع خاور : به استعاره خورشيد شعاع : نور ، پرتو
بيت 2 : آينه : به استعاره ، خورشيد
بيت 3 : طربخانه : مجلس بزم جمشيد فلك : فلك به جمشيد تشبيه شده است .
ارغنون : نوعى ساز سماع : رقص
در سپيده دم كه پنجههاى ظريف آفتاب بر پيشانى افق با قلم طلا آيات نور مىنگارد و ستارهى فروزندهى زهره از گوشهى چادر سبز رنگ سپهر با عشوهء جذاب ، در خلوتسراى بزم جمشيد گردون ( خورشيد جهان تاب ) ارغنون خود را براى نواختن كوك مىكند ، تا براى پاىكوبى و سرودخوانى آماده شود . . .
بيت 4 : چنگ : نوعى ساز منكر : مأمور نهى از منكر منّاع : مأمور نهى از منكر
. . . و چنگ به نوا درمىآيد ، خروش شادى بر مىآورد ، همه را به خوشگذرانى دعوت مىكند و ساغر باده به خنده لب مىگشايد . . .
بيت 5 : . . . احوال روزگار را بنگر و جام مى به كف برگير و شادى كن . چرا كه به هر صورت ، بهترين موقعيت در ميان اين اوضاع ناپايدار همين است . بايد در حد امكان غم نخورد و باده نوشيد ! صبحگاه را با شادى شروع كرد .
بيت 6 : طرّه : گيسو شاهد : معشوقه بسيار زيبا
بندبند گيسوان معشوق دنيا ( دنيا به معشوق تشبيه شده ) همه حيله و مكر و فريب است . صاحبدلان و عارفان ، هيچگاه فريب طرهى اين معشوق مكار را نمىخورند و بر سر آن به نزاع برنمىخيزند .
بيت 7 : نفّاع : نافع ، خيّر و بخشنده
بيت 8 : ازل : ابتدا امل : آرزو