تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 614

مساهمون:

ص٦١٤

غزل 295 [ سحر به بوى گلستان دمى شدم در باغ ]

1 سحر به بوى گلستان دمى شدم در باغ * كه تا چو بلبل بىدل كنم علاج دماغ
2 به جلوه‌ى گل سورى نگاه مىكردم * كه بود در شب تيره به روشنى چو چراغ
3 چنان به حسن و جوانى خويشتن مغرور * كه داشت از دل بلبل هزار گونه فراغ
4 گشاده نرگس رعنا ز حسرت آب از چشم * نهاده لاله ز سودا به جان و دل صد داغ
5 زبان كشيده چو تيغى به سرزنش سوسن * دهان گشاده شقايق چو مردم ايغاغ
6 يكى چو باده‌پرستان صراحى اندر دست * يكى چو ساقى مستان به كف گرفته اياغ
7 نشاط و عيش و جوانى چو گل غنيمت دان * كه حافظا نبود بر رسول غير بلاغ