[ شرح ] غزل 274
بيت 1 : به دور لاله : در فصل بهار و گل لاله : گلى صحرايى به رنگهاى مختلف بسيار زيبا كه در بهاران زينتبخش دشت و صحرا است . قدح گير : جام باده در دست بگير ، باده بنوش .
در فصل بهار ، جام باده را بدون تجمل در دستت بگير و در گلزار ، لحظاتى مانند نسيم صبا مشام جانت را معطر كن .
بيت 2 : همهساله : يك سال تمام
بيت 3 : پير سالك : مرشد و راهنما به مى حواله كند : تو را به بادهنوشى رخصت دهد .
بنوش و . . . : باده بنوش و به بخشايش و رحمت الهى اميدوار باش .
بيت 4 : جم : يكى از اسامى حضرت سليمان ( ع ) « جم » بوده است ، در ضمن جم مخفف جمشيد ، شاهنشاه عهد باستان ايران است .
اگر مىخواهى مانند جم از اسرار غيب آگاه شوى ، بيا و از همصحبتى و مجالست جام جهاننما كه همان ضمير منير دوست است ، مستفيض شو و خاك ميكدهى عشق را توتياى چشمت كن و از نور هدايت بهرهمند شو .
بيت 5 : چو غنچه گرچه . . . : اگر چه مشكلات روزگار مانند برگهاى غنچه به هم پيچيده است ، تو مانند باد بهارى كه سبب شكوفايى غنچه مىشود ، مشكلگشاى دشوارىهاى روزگار باش .
بيت 6 : به هرزه : بيهوده
توقع وفادارى از مردم ، مانند جست و جوى بيهوده در پى مرغ افسانهاى سيمرغ و مادهى موهوم كيميا است . يعنى همانطورىكه دسترسى به كيميا و سيمرغ غير ممكن است ، چشم داشت وفادارى از مردم نيز امرى محال است .
بيت 7 : مريد : هوادار
به ناآشنايان و بيگانگان طريق عشق دل مبند و همنشين رندان وارسته و عاشقان پاكباز باش .