[ شرح ] غزل 272
بيت 1 : بازآى : برگرد ، بيا وين : و اين سوخته : عاشق دلسوخته
بيت 2 : ميكدهى عشق : ميخانهى معرفت الهى ساغر : جام باده گو رمضان باش :
گرچه ماه رمضان است . - اگر چه ماه مبارك رمضان است ، از آن بادهاى كه در ميكدهى عشق الهى مىسازند ، چند جامى به ما بنوشان . چرا كه نوشيدن اين باده مباح است و حلال و هيچ گناهى بر آن متصور نيست . اين باده ، بادهى معرفت است و به دست شيشهگر عشق ( خدا ) ساخته شده و روزه را باطل نمىكند .
هزار جام شكستند و روزهشان نشكست * از آن كه شيشهگر عشق ساخته است اين جام
« مولانا »
بيت 3 : خرقه : در اينجا منظور تعينات و تعلقات دنيوى است و « خرقه سوزاندن » ترك تعينات دنيوى كردن است . تعنيات و تعلقات : علايق دنيوى و خودپسندى و منيّت
اى كسى كه در مراحل سير و سلوك و معرفت قدم برداشتهاى و جام خودپسندى و علايق دنيوى را به آتش كشيدهاى و در راه فنا قدم نهادهاى ! بكوش كه در وارستگى صدرنشين وارستگان عالم باشى .
بيت 4 : دلنگران : دلواپس و مضطرب نگران باش : منتظر باش .
بيت 5 : لعل روانبخش : لبان گلگون جانبخش درج : صندوقچهى جواهرات درج محبت : تشبيه محبت به جعبه جواهرات مهر : وسيلهاى است فلزى يا لاستيكى كه بر روى آن نام شخص يا علامتى نقش مىكنند و در زير نامههاى رسمى يا قراردادها ، به جاى امضا مىزنند . نشان : علامتى مخصوص و در اينجا منظور اين است كه قفل جعبهى محبت دلدار دست نخورده بماند و از محبتش به عاشق كاسته نشود .
دل من از غم دورى آن لبان لعلفام روانبخش خون شد . اى درج مهر و محبت ( دلدار ) ، به همان علامت و مهر و نشان عشق اوليه باقى بمان .
بيت 6 : سيل سرشك : اشك به سيلاب تشبيه شده است .
بيت 7 : آصف جمشيد مكان : در اينجا منظور « خواجه جلال الدين تورانشاه » ، وزير شاهشجاع است . - اگر لطف تورانشاه شامل حال حافظ باشد ، حافظ مىتواند حتى به جام گيتىنما دست يابد .