[ شرح ] غزل 270
بيت 1 : زهر هجر : تلخى جانفرساى فراق
بيت 2 : دلبرى برگزيدهام كه مپرس : منظور دلبرى بسيار زيبا و سنگيندل است .
بيت 3 : هواى خاك درش : عشق خاك آستان خانهاش آب ديده : اشك چشم ( خاك در و آب ديده « تناسب » )
بيت 4 : دوش : ديشب
بيت 5 : لب گزيدن : در اينجا به معنى اين است كه با فشار دادن دندان بر لب پايين با ايما و اشاره به طرف مقابل فهماند كه هيچ نگويد و خاموش باشد . لب لعل : لب سرخ گزيدهام : گاز گرفتهام
بيت 7 : در راه عشق به خدا ، به نهايت غريبى و بىكسى رسيدهام .