[ شرح ] غزل 259
بيت 1 : دوست : محبوب ، دلدار
اى خداى مهربان ! چگونه مىتوانم شكر اين نعمت را به جاى آورم كه سعادت ديدار دلدار را نصيب من كردى .
بيت 2 : نيازمند بلا : منظور عاشق بلاكش است . كوى نياز : كوى معشوق كيميا : مادهى موهومى كه قدما عقيده داشتهاند كه مس را به طلا تبديل مىكند . در اين بيت « خاك كوى دوست » به « كيميا » تشبيه شده است كه بسيار ارزشمند و گرانبها است .
به عاشق بلاكش بگو كه چهرهاش را از گرد و غبار كوى دلدار پاك نكند ، زيرا خاك كوى دوست كيمياى رسيدن به سر منزل مراد ( دلدار ) است .
بيت 3 : مشكلات طريقت : دشوارىهاى راه سير و سلوك ، راه رسيدن به معرفت الهى ، راه حق نشيب و فراز : ناهموارىها ، پستى و بلندى
از سختى و ناهموارىهاى سير و سلوك روگردان مباش ، زيرا رهرو واقعى نبايد از نشيب و فراز بيم به دل راه دهد .
بيت 4 : طهارت : تطهير ، غسل ار نه : اگر نه مفتى : فتوادهنده ، مرجع تقليد
اگر عاشق با خون جگر وضو نسازد ، يعنى دست از جان نشويد ، به حكم مفتى عشق نمازش درست نيست . « * »
بيت 5 : مقام مجازى : دنياى فانى
در اين دنياى بىحقيقت و فانى ، فقط شراب بنوش و عشقبازى كن .
بيت 6 : كيد : مكر و حيله
با بوسهاى دعاى خير صاحبدلى را بخر تا از مكر و حيلهى دشمنان در امان باشى .
بيت 7 : حجاز و عراق : منظور ، منطقهى « حجاز » در عربستان و كشور « عراق » در غرب ايران و نيز نام دو دستگاه از دستگاههاى موسيقى ايرانى . « * * »
هامش
* هنگامى كه « حسين بن منصور » را به مسلخ مىبردند ، دو دست او را از بازو قطع كردند . منصور بازوان خونآلود را به چهره كشيد . پرسيدند : « چرا چنين مىكنى ؟ ! » ، گفت : « وضوى عاشقان چنين باشد . »
* * حجاز : نام گوشهاى از دستگاه ( مقام ) ابو عطا ( شور ) عراق : نام گوشهاى از دستگاه ( مقام ) نوا ، افشارى و ماهور دستگاه : مقام