تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠

غزل 233 [ دست از طلب ندارم تا كام من برآيد ]

1 دست از طلب ندارم تا كام من برآيد * يا تن رسد به جانان يا جان ز تن درآيد
2 بگشاى تربتم را بعد از وفات و بنگر * كز آتش درونم دود از كفن برآيد
3 بنماى رخ كه خلقى واله شوند و حيران * بگشاى لب كه فرياد از مرد و زن برآيد
4 جان بر لب است و حسرت در دل كه از لبانش * نگرفته هيچ كامى جان از بدن برآيد
5 از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم * خودكام تنگدستان كى زان دهن برآيد
6 گويند ذكر خيرش در خيل عشقبازان * هرجا كه نام حافظ در انجمن برآيد