تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥

[ شرح ] غزل 225

بيت 1 : ثلاثه غساله : حكماى يونان بر اين عقيده بوده‌اند كه صبحگاهان بايد سه جام شراب براى شست‌وشوى معده و روده‌ها نوشيد و آن را ثلاثه غساله يعنى سه جام شراب تطهيردهنده‌ى معده ناميده‌اند . غساله : شوينده ، پاك‌كننده ساقى ! هنگام بهار و شادمانى است و سرو ، گل و لاله به جلوه‌گرى مشغول‌اند . سخن از بهار و گل در ميان است و ادامه‌ى بحث در چنين زمان مساعدى به جام‌هاى سه‌گانه پاك‌كننده غساله مىانجامد . بيت 2 : نوعروس چمن : مقصود گل‌هاى بهارى است . حد حسن يافت : به حد كمال زيبايى رسيد . دلاله : در اينجا آرايشگر معنى مىدهد . ساقى ! شراب بده كه نوعروس چمن ( گل ) با هنرنمايى آرايشگر طبيعت به كمال زيبايى رسيده است و براى رسيدن به وصال او ، چاره‌ى كار در دست دلاله ( واسطه گر وصال ، در اينجا منظور شراب ) است . بيت 3 : شكرشكن : شيرين كام شدن قند پارسى : به استعاره مراد غزليات حافظ است . بنگاله : شهرى در هندوستان بيت 4 : سلوك : طى طريق طفل : منظور شعر زيباى حافظ است كه يك‌شبه مسافت طولانى يك‌ساله را مىپيمايد و غزليات شيواى حافظ را از شيراز به بنگاله مىرساند . بيت 5 : چشم جادوانه : چشم جادوگر كاروان سحر : قافله‌ى افسون‌گرى و دلربايى چشمان افسون‌گر يار همراه قافله دلربايى كه به دنبال دارد ، زاهدان را نيز مىفريبد و عاشق خود مىكند . بيت 6 : از ره مرو : فريب مخور محتاله : مكاره ، فريبنده عجوزه : پيرزن مكار ، منظور دنياست . فريب ظواهر اين دنياى فريبنده را مخور كه اين عجوزه فرتوت در همه حال چه در نشستن و چه در رفتن حيله‌گرى مىكند و به هيچ وجه قابل اعتماد نيست . بيت 7 : ژاله : شبنم قدح لاله : شقايق ، به جام باده‌اى تشبيه شده كه شبنم مانند شراب در آن ريخته مىشود . بيت 8 : سلطان غياث الدين : يكى از حكمرانان شهر بنگاله كه ممدوح حافظ بوده است و اين غزل در مدح او گفته شده و حافظ اميدوار است كه از جانب او عنايتى نصيبش شود .