تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨

غزل 212 [ يك‌دو جامم دى سحرگه اتفاق افتاده بود ]

1 يك‌دو جامم دى سحرگه اتفاق افتاده بود * وز لب ساقى شرابم در مذاق افتاده بود
2 از سر مستى دگر با شاهد عهد شباب * رجعتى مىخواستم ليكن طلاق افتاده بود
3 در مقامات طريقت هر كجا كرديم سير * عافيت را با نظربازى فراق افتاده بود
4 ساقيا جام دمادم ده كه در سير طريق * هر كه عاشق‌وش نيامد در نفاق افتاده بود
5 اى معبّر مژده‌اى فرما كه دوشم آفتاب * در شكر خواب صبوحى هم وثاق افتاده بود
6 نقش مىبستم كه گيرم گوشه‌اى زان چشم مست * طاقت و صبر از خم ابروش طاق افتاده بود
7 گر نكردى نصرت دين شاه يحيى از كرم * كار ملك و دين ز نظم و اتّساق افتاده بود
8 حافظ آن ساعت كه اين نظم پريشان مىنوشت * طاير فكرش به دام اشتياق افتاده بود