تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥

[ شرح ] غزل 190

بيت 1 : كلك : قلم مشكين : عطرآگين ، در قديم مركب دوات را با ماده‌ى معطرى مىآميخته‌اند تا قلم به هنگام نوشتن بوى خوش بدهد . ارسال يك نامه از طرف تو براى من اجر آزاد كردن دويست بنده‌ى زرخريد را دارد . بيت 2 : سلمى : سلما ، از عرائس عرب ( عروسان ) ، مجازا به هر معشوقى گفته مىشود ، مثل « ليلى » « * » كه معشوق مجنون بوده است . - چه زيانى به پيك ( قاصد ) منزل سلمى مىرسد كه به سلامى از محبوب دل ما را خوشحال كند . بيت 3 : گنج مراد : مراد به گنج تشبيه شده است خرابى : ازپاافتاده‌اى مطمئن باش كه اگر ازپاافتاده‌اى مثل من دستگيرى كنى و او را سر و سامان‌بخشى ، خداوند به پاداش اين عمل خير ، آرزوهايت را برآورده مىكند . بيت 4 : خسرو شيرين : شاه شيرين‌دهنان ، منظور دلدار بسيار زيباست . فرهاد « * * » : عاشق دلباخته‌ى شيرين ( شيرين و فرهاد ، « تناسب » ) بيت 5 : داد : عدل - يك ساعت عدل سلطان به اندازه‌ى صدسال عبادت ارزش دارد . براى سلطان ، عبادت به جز خدمت خلق نيست . بيت 6 : عشوهء ناز : ناز و عشوهء ابتدايى كه هنوز به حد كمال نرسيده اكنون كه در ابتداى استفاده از ناز و عشوه‌اى ، بنياد هستى من را ويران كرده‌اى ؛ واى به حال آن كه در اين زمينه به حد كمال برسى . ( كنون كه ماه نويى اين چنين خانه‌ى عاشقان را به آتش مىكشى ، واى به حال زمانى كه ماه تمام شوى ! ) بيت 7 : گوهر پاك تو . . . : سرشت پاك تو ، از مدح و ستايش ما بىنياز است . مشاطه : آرايشگر فكر مشاطه : تدبير آرايشگر نمىتواند در حسن خداداد دخالتى كند . ( آن شحنه در ولايت حسن تو هيچ‌كاره است . ) بيت 8 : ره نبرديم به مقصود . . . : در شيراز از عنايت سلطان وقت بهره‌اى نبرديم ، چه خوش است ، روزى كه به عزم ديدن « سلطان اويس » « * * * » به بغداد بروم .
هامش
* « ليلى » دختر مهدى ابن سعد از بنى كعب بوده كه قيس عامرى ( مجنون ) عاشق او مىشود ولى پدر ليلى او را به عقد ابن سلام درمىآورد . همين موضوع باعث مىشود تا آتش عشق مجنون زبانه كشد و داستان عشقى آنان عالم‌گير شود . « داستان عشقى ليلى و مجنون نظامى » * * نگاه كنيد به زيرنويس غزل 54 . * * * « سلطان اويس » از ممدوحان و دوستان حافظ بوده است .