[ شرح ] غزل 186
بيت 1 : حاجت : نياز رندان : وارستگان ، قلندران دردنوش
اگر مىفروش نياز رندان دردنوش را برآورد ، خداوند به پاداش اين عمل خير گناهانش را مىبخشد و بلا را از او دور مىكند .
بيت 2 : به جام عدل : عادلانه و بدون تبعيض
ساقى شراب را عادلانه بين همگى ( فقير و غنى ) تقسيم كن تا موجب حسد فقير بر توانگر نگردد و شورش بپانكند . منظور ، رعايت عدالت در همهى امور و شئونات است .
بيت 3 : حقّا : به طور يقين غمان : غمهاى روزگار امان : امنيت غمان و امان :
تضاد
اگر رهروان طريقت و روحانيون و سكانداران مذهبى به طور صحيح و بدون ريا به تكاليف شرعى و طاعت پروردگار عمل كنند . به يقين گرفتارىهاى مردم پايان مىيابد و بشارت امنيت و آسايش به آنها مىرسد .
بيت 4 : حكيم : دانشمند ، دانا
اى انسان عاقل ! هر رنج و هر آسايشى كه به تو مىرسد ، از جانب خداست ، نه بندگان خدا و نه گناه طالع و جرم ستاره و . . .
از چشم خو بپرس كه ما را كه مىكشد * جانا گناه طالع و جرم ستاره نيست
( رد احكام نجومى )
بيت 5 : در كارخانهاى كه . . . : چون عقل و دانش ناقص بشر قادر به درك و حكمت فلسفهى آفرينش نيست ، بنابراين فهم ضعيف آدمى نبايد در كار خلقت مداخلهى بىجا نمايد ، چه ، آنها كه مدبرند ، سرگردانند !
سير سپهر و دور قمر را چه اختيار * در گردشاند بر حسب اختيار دوست
« حافظ »
بيت 6 : وان كاو نه اين ترانه سرايد : هر كسى كه دم را غنيمت نشمرد
مطرب آهنگ خوشى بنواز و دم را غنيمت شمار كه هيچكس تا اجلش نرسيده باشد ، نخواهد مرد و كسى كه دم را غنيمت نشمرد ، اشتباه مىكند .
بيت 7 : بلاى خمار : سر درد و ناراحتى كه به علت ننوشيدن شراب عارض شرابخواران مىشود .
بيت 8 : عيسى دم : مسيحا نفس ، اشاره است به معجزهى حضرت عيسى ( ع ) كه مرده را زنده مىكرد . احيا : زنده كردن
حافظ در راه بادهنوشى و عشق جان خود را از دست داد . مسيحا نفسى كجاست تا به او حيات دوباره ببخشد .