تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 343

مساهمون:

ص٣٤٣

[ شرح ] غزل 159

بيت 1 : نقد : سرمايه ، نقدينه ، در اين بيت ايمان و عبادت منظور نظر خواجه است . غش : خيانت و تزوير ( در اصل به معناى آب در شير كردن ) سرمايه‌ى معنوى و ايمان صوفى رياكار خالص و سره نيست و خرقه‌ى آلوده‌ى او كه مظهر كفر و ريا است بايد به آتش كشيده شود . بيت 2 : ورد سحرى : نماز شب ، دعاى سحرگاهان مست شدن : به حالت جذبه‌ى الهى افتادن نگران باش : مراقب او باش ، به او بنگر كه . . . صوفى رياكار ما كه به هنگام اداى عبادت ( نماز ) سحرگاهى وانمود مىكند كه به حالت جذبه‌ى الهى افتاده و از خود بىخود شده است ، شب‌هنگام او را آن‌چنان مست شراب‌انگورى انگورى خواهى ديد كه سر از پا نمىشناسد ! !
واعظان كاين جلوه در محراب و منبر مىكنند * چون به خلوت مىروند آن كار ديگر مىكنند !
« حافظ » بيت 3 : محك : تجربه ، سنگ آزمايش انسان‌ها غش : دروغ‌گويى و رياكارى چه خوب است اگر سنگ آزمايش را به كار برند تا رياكاران از يكرنگان بازشناخته شوند و دروغ‌گويان روسياه و رسوا گردند . بيت 4 : خط « * » ساقى : موهاى نورسته اطراف رخسار مغ‌بچگان كه در خرابات وظيفه‌ى ساقىگرى را داشته‌اند . اگر خط سبز ساقى به مرور زمان از حسن و جمال او بكاهد ، اميد هواخواهانش نقش بر آب مىشود و چه بسيار رخسار عاشقانى كه از شدت اندوه به اشك خونين آغشته خواهد شد . « * * » بيت 5 : نازپرورد تنعم . . . : عزيز دردانه‌اى كه با ناز و نعمت پرورش يافته به كوى معشوق راه نمىيابد . عشق‌ورزى شيوه‌ى عاشقان پاكباز است كه در راه وصال جانان هر گونه بلايى را به جان خريدارند . بيت 6 : دنى : پست و فرومايه مشوش : پريشان بيت 7 : دلق و سجادهء . . . : اگر باده‌فروش با دست ساقى ماه رخسار به حافظ شراب بدهد ، حافظ در ازاى آن دلق و سجادهء خود را خواهد داد . ( دلق و سجاده ، اشاره به عبادت آميخته به ريا كه در آن درك ايمان نباشد . )
هامش
* خط : موهاى نورسته اطراف رخسار جوانان . نگاه كنيد به غزل 157 بيت 1 . * * اين گونه كه ساقى بر رخسار زيباى خود ، آب‌ورنگ و خط و خال نقش مىكند . . . « خرمشاهى »