تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣

[ شرح ] غزل 149

بيت 1 : مه‌رويان : دلبران زيبا طريقى برنمىگيرد : راه ديگرى را انتخاب نمىكند . - دل من به جز راه عشق به دلبران زيبا ، به راه ديگرى نمىرود و هرگونه كه پندش مىدهم ، در او مؤثر واقع نمىشود . بيت 2 : ساغر : جام مى خوش‌تر نمىگيرد : بهتر از اين نقش نمىبندد . - اى نصيحت‌گو ! فقط سخن از ساغر و شراب بگو ، زيرا به جز اين دو حرف هيچ سخنى براى من دلنشين نيست . بيت 4 : صراحى : تنگ شراب كتابى شكل كه آن را مانند كتاب در زير خرقه پنهان مىكرده‌اند . « * » زرق : حيله و ريا - بطرى شراب كتابى شكل را مخفيانه در زير خرقه با خود مىبرم و مردم تصور مىكنند كه دفتر و كتاب است ! تعجب مىكنم كه چگونه آتش اين رياكارى در دفتر و كتاب نمىافتد و آن را به آتش نمىكشد ؟ ! بيت 5 : دلق مرقع : خرقه‌اى كه از چند تكه پارچه به رنگ‌هاى مختلف دوخته شده باشد و آن را دلق ملمع هم گفته‌اند . من اين دلق مرقع را كه پير ميكده در عوض يك جام شراب قبول نمىكند ، به آتش مىكشم و مىسوزانم . بيت 6 : مى لعل : مى لعل‌فام ، شراب قرمز مى لعلش : شراب سرخ لبش ، لب دلدار از فرط سرخى به لعل تشبيه شده است . مردم از آن جهت به دلدار ( جانان ) عشق مىورزند كه جز پاكى و صداقت و يكرنگى در جوهر وجود او چيز ديگرى نيست . بيت 7 : وعظ بىمعنى : اين نصيحت بىجاى تو در من مؤثر واقع نمىشود . مىگويى از دلبرى به اين زيبايى دل بركنم و او را ترك كنم ؟ ! چه خواسته‌ى نامعقولى ! بيت 8 : نصيحت‌گوى . . . : نصيحت‌گوى وارستگان كه با حكم ازلى سر ستيز دارد ، وسعت ديدش كم و دنياى كوچكى دارد مگر او شراب نمىنوشد كه جمال يار را با چشم و دل فراخ‌تر نظاره‌گر باشد . بيت 9 : زبان آتشينم . . . : خنده‌ى گريه‌سان من ازآن‌رو است كه مانند شمع ، زبانى آتشين و گويا دارم ، ولى در مجلسيان مؤثر نيست . بيت 11 : استغنا : بىنيازى چه سود . . . : ساحرى در سخنورى را چه فايده ، وقتى در دلدار بىاثر است . بيت 12 : من آن آيينه را . . . : من آن دلدار به طلعت آينه صورت را مانند اسكندر كه آينه‌ى سكندرى را با تلاش و كوشش به دست آورد ، بالاخره روزى به دست خواهم آورد . به هر صورت دست از طلب برنخواهم‌داشت تا كام من برآيد . بيت 13 : منعم : صاحب نعمت ، ثروتمند بيت 14 : شعر تر : شعر زيبا و لذت‌بخش
هامش
* شهريار در يكى از غزل‌هاى خود چنين سروده است :خسته از درس و كتابم عشرتى خواهم حسابى * بىكتاب اى ماه مكتب از بغل بركش كتابىاستاد شهريار در بيت فوق با هنرنمايى مخصوص به خود سه بار كلمه كتاب را با سه معنى مختلف آورده است . كتاب اول ؛ دفتر و كتاب دوم با پيشوند « بى » ؛ لا مذهب . كتاب سوم ؛ تنگ شراب كتابى شكل .