غزل 133 [ صوفى نهاد دام و سر حقّه باز كرد ]
1 صوفى نهاد دام و سر حقّه باز كرد * بنياد مكر با فلك حقّهباز كرد
2 بازى چرخ بشكندش بيضه در كلاه * زيرا كه عرض شعبده با اهل راز كرد
3 ساقى بيا كه شاهد رعناى صوفيان * ديگر به جلوه آمد و آغاز ناز كرد
4 اين مطرب از كجاست كه ساز عراق ساخت * و آهنگ بازگشت به راه حجاز كرد
5 اى دل بيا كه ما به پناه خدا رويم * زانچ آستين كوته و دست دراز كرد
6 صنعت مكن كه هر كه محبت نه راست باخت * عشقش به روى دل در معنى فراز كرد
7 فردا كه پيشگاه حقيقت شود پديد * شرمنده رهرويى كه عمل بر مجاز كرد
8 اى كبك خوش خرام كجا مىروى به ناز * غرّه مشو كه گربهى زاهد نماز كرد
9 حافظ مكن ملامت رندان كه در ازل * ما را خدا ز زهد ريا بىنياز كرد