[ شرح ] غزل 104
بيت 1 : جمالت آفتاب . . . : اميد است كه رخسارت روشنىبخش هر چشمى باشد و روز به روز زيباتر شوى .
بيت 2 : هما : مرغى افسانهاى كه سايهء بالش بر سر هركس بيفتد ، سعادت نصيب آن شخص مىشود . شاهين : مرغى چالاك و تيزپرواز و شكارى كه بالهاى بزرگى دارد .
شهپر : پروبال بزرگ و پرسايه
اميد است كه سايهء گيسوان شاهين شهپر و فرخنده همايت ، همواره بر سر پادشاهان عالم مستدام باشد و سلاطين دنيا تحت امر و فرمان تو قرار گيرند .
بيت 3 : كسى كاو . . . : هركس كه مطيع زلف تو نباشد ، همچون زلف پريشانت پريشان خاطر و نابود باد .
بيت 5 : بتا : اى بت ، اى صنم ، اى پرىچهر ناوك فشاند : پيكان اندازد ، تير اندازد
بيت 6 : لعل : سنگ قيمتى به رنگ قرمز ، به كنايه لب معشوق لعل شكرينت : لبان نوشينت مذاق جان : ذائقهى جان ( كام و زبان جان )
بيت 7 : مرا از توست . . . : اميد است كه عشق من به تو و حسن و زيبايى تو ، روز به روز افزون شود .
بيت 8 : به جان مشتاقان . . . : حافظ ، مشتاق روى توست ؛ اميدوارم كه تو به حال مشتاقانت عنايت و توجه داشته باشى .