تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الزائر — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
و از تربت آن حضرت گرفت و بر دستش تا كتف ماليد و دستش را بست ، و چون روز ديگر شد و دستش را گشود ، ديد كه هر گوشت و پوست كه بر دستش بوده است همه ريخته است ، و به غير از استخوانها و رگها و پىها چيزى نمانده است ، و بويش بر طرف شده است . چون اين خبر به وزير رسيد ، او را به محمل نشانيدند و به سوى وزير بردند تا آن حال را مشاهده كرد . و در اندك وقتى گوشت و پوست دستش روييد ، و به اصلاح آمد ؛ و مشغول كتابت خود شد « 1 » . مؤلف گويد كه : در هر عصرى آنقدر از معجزات و كرامات ، نزد ضريح مقدس آن دو معصوم ظاهر مىگردد كه احتياج به نقل احوال ازمنهء سالفه نيست ؛ و در زمان ما بسيارى ظاهر و متواتر شد كه نقلش موجب تطويل است .
هامش
( 1 ) - بحارالانوار : 102 / 6 ح 27 وج 94 / 33 ، موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام : 4 / 10 ش 1262 . .