از تربت حسين عليه السلام بردار و مداوا كن . چنين كردم و عافيت يافتم .
موسى گفت كه : هيچ از آن پيش تو مانده است ؟
گفت : بلى .
پس فرستاد و قدرى از آن تربت آوردند .
موسى گرفت و از روى استخفاف آن را در دبر خود داخل كرد ، چون چنين كرد در ساعت فرياد كرد كه : النّار ، النّار ، طشت بياريد ، طشت بياريد .
چون طشت آورديم اينها كه در طشت است از او جدا شد ؛ پس نديمان پراكنده شدند و مجلس به ماتم بدل شد .
سابور به من گفت كه : بيا ملاحظه كن آيا چارهاى در علاج اين مرد مىتوانى كرد .
چون در طشت نظر كردم ، ديدم كه جگر و سپرز و شش و دلش همه در طشت افتاده است ، بسيار تعجب كردم و گفتم : هيچ كس چارهء اين نمىتواند كرد مگر عيسى كه مرده را زنده مىكرده است .
سابور گفت : راست مىگويى ، و ليكن اينجا باش تا معلوم شود كه حالش به كجا منتهى مىشود .
من شب نزد ايشان ماندم ، و در سحر به جهنّم و اصل شد .
راوى گفت كه : يوحنّا با دين نصرانيت مدّتى مىآمد و حضرت امام حسين - صلوات اللَّه عليه - را زيارت مىكرد ، و بعد از آن مسلمان شد و اسلامش نيكو شد « 1 » .
و از جمله فوايد تربت شريف آن حضرت آن است كه ، مستحبّ است با ميّت در قبر گذاشتن ، و كفن را به آن نوشتن .
چنانچه در حديث معتبر از حضرت امام رضا عليه السلام منقول است كه فرمود كه : چه مانع است احدى از شما را كه هرگاه ميّت را دفن كند ، در برابر رويش مهرى از خاك امام حسين عليه السلام بگذارد ، و در زير سرش نگذارد « 2 » ؟
هامش
( 1 ) - امالى طوسى : 1 / 328 ، بحارالانوار : 45 / 399 ح 10 ، موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام : 3 / 70 ش 813 . .
( 2 ) - مصباح المتهجّد : 735 ، بحارالانوار : 101 / 136 ح 75 ، موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام : 3 / 64 ش 799 . .