كشتى بعد از رنج و محنت بسيار در جزيرهاى از جزاير افتادند كه اصلًا از اسلام در آن اثرى نبود ، در خانه يكى از اهالى آنجا ميهمان شدند و در ضمن صحبت معلوم شد كه آن مرد مسلمان است ، به او گفتند كه با وجود آنكه اين قريه دار الكفر است و از اسلام در آن نشانى نيست ، و تو نيز به شهر مسلمانان نرفتهاى ، باعث بر اسلام تو چيست ؟ آن شخص به خانه رفته كتاب ( حق اليقين ) مرحوم آخوند را آورد و گفت : من و قبيلهء من به شرافت و ارشاد اين كتاب به درجهء اسلام رسيديم . « 1 »
امر به معروف و نهى از منكر
17 . ميرزا محمد تنكابنى رحمه الله مىگويد : او در امر به معروف و نهى از منكر و ترويج علم و تدريس و تأليف اوْحَد اهل زمان بود . قبل از او جماعت صوفيه را كثرت و غلوّ بود ، همهء آنها دفع و قمع و اصول آن شجره را قلع نمود . « 2 »
اهتمام به امور عبادى و اعتقادى
18 . محدث قمى مىگويد : فوت نمىشد از او نماز بر اموات و جماعات . . .
زيارت كرد بيت اللَّه الحرام و ائمه عراق را مكرراً . « 3 » عالم جليل سيد نعمت اللَّه جزايرى كه يكى از شاگردان ممتاز علامه مجلسى مىباشد چنين مىگويد :
روش استاد معاصرم - كه خدا عمرش را طولانى گرداند - اين بود كه از برادران ايمانى درخواست مىنمود كه گواهى بر ايمانش را با تربت سيّد الشهداء بر كفنش بنويسند . آنان چنين نوشتند : شكّى در ايمان علامه مجلسى نيست ، اين مطلب را فلانى در حالى كه شهادت به آن مىدهد نوشته است . و چه بسا در زير اين شهادتشان مهر و امضاء مىنمودند .
هامش
( 1 ) . الفيض القدسى ضمن بحارالانوار ج 105 ص 10 - 11 ، مرآة الاحوال ج 1 ص 93 - 94 . .
( 2 ) . قصص العلماء ص 205 . .
( 3 ) . فوائد رضويه ص 412 . .