چون دانستند كه از بركت قدوم شريف آن حضرت است ، استدعا كردند كه هميشه در آن قريه بماند ، و آنچه خواهد ايشان به آن حضرت بدهند .
حضرت قبول ننمود و فرمود كه : اگر خواهيد كه زلزله از شما بر طرف شود ، اين صحراى پشت قريه را به من بفروشيد .
گفتند : ما بخشيديم آن را به شما .
فرمود كه به غير خريدن راضى نمىشوم .
گفتند : پس به هر چه مىخواهى از ما بخر .
حضرت از ايشان به هفت گوسفند و چهار الاغ خريد آن صحرا را . پس به اين سبب نام موضع « بانِقيا » شد ؛ زيرا كه به لغت نبتى « نقيا » اسم گوسفند است .
پس پسر آن حضرت گفت كهاى خليل الرحمن ، چه مىكنى اين صحرا را كه نه زراعت در آن هست و نه حيوان شيرده ؟ !
فرمود كه : ساكت شو ، كه حق تعالى ازاين صحرا هفتاد هزار كس را حشر كند كه بى حساب به بهشت روند ، و هر يك از ايشان شفاعت كنند جماعت بسيار را « 1 » .
و در روايت ديگر منقول است كه اميرالمؤمنين - صلوات اللَّه عليه - خريد ما بين خَوَرْنَق و حِيره و كوفه را از دهقانان به چهل هزار درهم ، و گواه گرفت جمعى را برآن .
گفتند : يا اميرالمؤمنين ! مىخرى اين زمين را به اين مال بسيار ، و گياهى از آن نمىرويد ؟ !
فرمود كه : شنيدم از رسول خدا صلى الله عليه و آله كه از پشت كوفه هفتاد هزار كس داخل بهشت خواهند شد بى حساب ؛ خواستم كه از ملك من محشور شوند « 2 » .
و به سند معتبر از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه : چهار بقعه از زمين ناله كردند به سوى خدا در ايّام طوفان نوح : بيت المعمور - و خدا آن را به آسمان برد - ، و نجف ، و كربلا ، و طوس « 3 » .
هامش
( 1 ) - علل الشرائع : 585 ب 385 ح 30 ، بحارالانوار : 100 / 226 ح 2 ، موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام : 2 / 13 ش 455 . .
( 2 ) - فرحة الغرى : 29 ، بحارالانوار : 100 / 231 ح 21 ، موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام : 2 / 8 ش 442 . .
( 3 ) - تهذيبالاحكام : 6 / 110 ح 196 ، فرحة الغرى : 70 ، بحارالانوار : 100 / 231 ح 22 ، وج 101 / 106 ح 2 ، وج 102 / 39 ح 38 ، موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام : 2 / 19 ش 471 . .