4 . اگر روايت يكپارچهاى تقسيم شده باشد ، به گونهاى كه هر تكه از محتواى آن ( زيارت يا دعا ) در جاى ظاهراً مناسب برده شده باشد به آن اشاره مىنمايد ، چنانچه در ص 141 بعد از زيارت ششم چنين مىگويد :
از قرائن روايات كه در اينجا و در زيارات امام حسين عليه السلام در روز عاشورا ذكر كردهاند ، معلوم مىشود كه مؤلّفان مزارات ، اين حديث را تفريق و اختصار كردهاند . . .
5 . موردى را كه روايت بودن آن احتمالى باشد ، و احتمال خلاف در آن باشد ، بدون توضيح و بيان نمىگذارد ، چنانچه در ص 666 بعد از نقل روايتى از سعد اشعرى در فضيلت زيارت حضرت معصومه عليها السلام و كيفيت زيارت آن حضرت مىنويسد :
محتمل است كه زيارت از تتمهء حديث نباشد ، و از تأليفات علما بوده باشد .
6 . اگر در موضوعى روايات مختلف و به ظاهر متعارضى آمده باشد ، وجه يا وجوه جمع بين آنها را بيان مىكند ، چنانچه در باب حريم قبر امام حسين عليه السلام در ص 273 - 274 مىگويد :
علما جمع ميان احاديث مختلفه در اين باب ، به حمل بر اختلاف مراتبِ فضيلت كردهاند كه : اقصاى مراتب . . .
و ظاهر كلام اكثر علما و مشهور ميان سكنه آن ديار ، آن معنى اول است .
و در ص 240 به دنبال روايات مختلفى كه در مقدار ثواب و فضيلت زيارت امام حسين عليه السلام آمده مىگويد :
اين اختلافها كه در فضيلت زيارت آن حضرت وارد شده است يا محمول است بر . . . واللَّه يعلم .
7 . نكات لازم را در خلال كتاب توضيح مىدهد ، و سؤالاتى كه مىتواند مطرح
تحفة الزائر — صفحة مقدمه 134
مساهمون: العلامة المجلسي
صمقدمه ١٣٤