در همان محل مىيافتم و نانى مىخريدم . به حمد اللّه ، آن ماه به پايان رسيد .
روز اول ماه بعد ، به سراغ نان به كاروانسراى دالان دراز رفتم . مادرم نان فرستاده بود . نان را گرفتم و با خود گفتم : مدتى است نان خالى خوردهام ، قاتق نداشتم بروم سكه را بردارم و با آن خورش تهيه كنم . وقتى به آن محل رسيدم ، از سكه يك ريالى خبرى نبود » . « 1 »
مهاجرت به نجف
معظم له ، پس از پنج سال اقامت در تهران ، در سال 1318 ه . ق راهى نجف شد .
در درسهاى فقهاى نامى نجف شركت جست و تقريرات درس آنان را نگاشت .
استادان ايشان عبارتند از آيات عظام :
1 . آخوند ملا محمّد كاظم خراسانى ( د . 1329 ه . ق ) ، صاحب حاشيه بر رسائل ، كفاية الاصول و شرح تبصرة
2 . حاج آقا رضا همدانى ( د . 1322 ه . ق ) ، صاحب مصباح الفقيه و حاشية المكاسب
3 . سيد محمّد كاظم طباطبايى يزدى ( د . 1337 ه . ق ) ، صاحب منجزات المريض ، صلاة الاحتياط و العروة الوثقى
4 . شيخ هادى بن محمّد امين تهرانى ( د . 1321 ه . ق ) ، صاحب محجة العلماء ، تفسير آية النور و ودائع النبوة
او در اين ميان ، بيشتر دلبستهء آخوند خراسانى بود . از اين رو ، وى بيشترين استفاده را از محضر شريف آخوند برد و تقريرات درس اصول وى ، قطع و ظن ، برائت و استصحاب را به گونهء زيبايى نگاشت . « 2 »
هامش
( 1 ) . صحفى ، داستانهاى جالب ، ص 41 - 43 .
( 2 ) . تهرانى ، نقباء البشر ، ج 4 ، ص 1369 .