مهاجرت به تهران
آيت اللّه حائرى قمى ، در حدود سال 1313 ه . ق رهسپار تهران شد و از محضر آيات عظام : ميرزا محمّد حسن آشتيانى ( د . 1319 ه . ق ) و ميرزا ابو طالب زنجانى ( د . 1329 ه . ق ) ، سطوح عالى فقه و اصول را به خوبى فراگرفت . « 1 »
خاطرهاى از دوران تحصيل
آقا سيد ابو القاسم ميرزايى از معظم له نقل كرده است :
« در جوانى كه در حوزهء تهران مشغول تحصيل بودم ، هر ماه مادرم يك جوال نان خشك از قم توسط يكى از چارپاداران براى من مىفرستاد . من اول هر ماه آن را [ در بازار ، كاروانسراى دالان دراز ] مىگرفتم و تا آخر ماه ، با آن به سر مىبردم . تا اينكه قحطى پيش آمد ، و نان ما هم يكى دو روز به اول ماه تمام شد . چند وعدهاى بدون نان و غذا گذراندم . مرتب در جلسه درس حاضر مىشدم ، اما حالى كه درس را گوش كنم نداشتم . به هر شكل بود ، صبر كردم . اول ماه شد ، به كاروانسرا رفتم . ديدم شخصى كه هر ماه نان مىآورد ، آمده است ؛ ولى با دست خالى . مادرم به وسيلهء او پيام فرستاده بود كه من نتوانستم در قم نان تهيه كنم ، خودت فكرى بكن .
در حالى كه سخت گرسنه بودم ، نااميد برگشتم . نزديك مدرسهء مروى ديدم كنار ديوار ، يك ريالى نقره افتاده است . آن را برداشتم و با خود گفتم : اين پول يك قرص نان است . خود را به مغازهء نانوايى رساندم و با آن ، يكى نان گرفتم و خود را از گرسنگى نجات دادم . فرداى آن روز ، باز در همان نقطه ديدم يك سكهء ديگر است . آن را برداشتم ، نانى گرفتم و سد جوع نمودم . و به همين ترتيب ، تا پايان آن ماه ، هر روز يك سكه
هامش
( 1 ) . تهرانى ، نقباء البشر ، ج 4 ، ص 1369 .