آيت اللّه حاج آقا على صافى گلپايگانى را از قم براى ابراز مودّت و ابلاغ سلام و اعلام پشتيبانى همهجانبه ، به پاريس فرستادند .
و در موقع ورود به تهران ايشان نامهاى حاكى از شادى و شعف خويش به امام نگاشته « 1 » و در وقت ورود امام فقيد به قم مرجع بزرگوار تا مدخل ورودى شهر مسجد امام حسن مجتبى عليه السّلام به استقبال شتافته و بدينوسيله اشتياق خود را به ايشان به منصّه ظهور رسانيد . همواره براى حفظ موقعيت امام به عنوان رهبر از دخالت در امور ، جز براى ارشاد و رهنمايى خوددارى ورزيدند .
به دنبال كسالت قلبى حضرت امام معظم له با اعلام مجلس دعا در مسجد اعظم - قابل توجه آنكه اعلاميه به امضاى خود آقا بود - براى سلامت ايشان دست به درگان خداوند بلند كردند و پس از آن بود كه براى ديدار با امام راحل به تهران عزيمت كردند و از نزديك جوياى حال ايشان شدند .
رئيس جمهور شهيد مرحوم محمّد على رجايى پس از ملاقاتى با مرجع بزرگوار مىگويد :
« در وهله اول خوب من از ايشان سؤال كردم كه چه فرمايشى ، چه امرى داريد ؟
ايشان مجومعه مطلبشان اين بود كه امام را هرچه در توان داريد ، تقويت كنيد .
باز براى دومين بار كه مىخواستيم جدا شويم ، ايشان تكرار كردند كه توصيه مىكنم : امام را ، عظمتشان ، محلّى را كه در جامعه امروز دارند ، اين را نهتنها حفظ كنيد بلكه تقويت كنيد .
و بعد اضافه مىنمايد : من به شما عرض كردم كه صحبت حضرت آيت اللّه گلپايگانى به من در تعظيم و تكريم امام بود و اين در تاريخ مىتواند بگويم كه بىسابقه است . اگر داستان ميرداماد را با شيخ بهايى - اگر آن را آدم به عنوان نمونه قبول كند - از بىسابقه بودن مىافتد ، اما يك چنين موقعيتى واقعا مجموعهاش نعمت است . . . » . « 2 »
هامش
( 1 ) . روزنامه اطلاعات ، پنجشنبه 19 بهمن 1357 و پاسخ به ايشان در همان روزنامه ، 6 اسفند 1357 .
( 2 ) . فرزند ملت در آئينه انقلاب اسلامى ، 222 - 224 .