برگيرنده احكام نماز و ساير مسائل بود ، ترتيب دادند . « 1 »
و - بسيار اوقات پس از حملهها بود كه بيمارستان معظم له از بيماران عادى تخليه شده و بطور دربست در اختيار رزمندگان اسلام و مجروحين قرار مىگرفت .
ارتباط با امام خمينى
حضرت آيت اللّه العظمى گلپايگانى با رهبر كبير انقلاب قدس سرهما از ديرباز ارتباطى صميمى و بسيار نزديك داشتهاند . سابقه اين روابط به هفتاد سال پيش و محفل درسى استاد بزرگوارشان مرحوم آيت اللّه العظمى حائرى مىرسد .
آيت اللّه گلپايگانى در آغاز سال 1336 ق بود كه به اراك هجرت گزيده و به درس مرحوم آيت اللّه حائرى حاضر شد ، و در اواخر سال 1339 ق - حدود چهارده سال بعد - بود كه جوانى با سيماى جذاب و استعدادى وافر به مجلس درس مرحوم حائرى اضافه شد ، و او كسى به جز امام راحل نبود .
از اينجا بود كه اين دو بزرگوار با يكديگر آشنا شده و اين آشنايى به صميميت و يكرنگى مبدل شده و پس از هجرت مرحوم حائرى به قم در 1340 ق ادامه يافته و در زمان مرحوم آيت اللّه العظمى بروجردى « 2 » هر دو با هم - و در كنار هم - به شور و مشورت در امور حوزه و رايزنى در امور مهم پرداخته ، تا آنگاه كه آيت اللّه بروجردى بدرود حيات گفت .
با وفات مرحوم آقاى بروجردى و شروع توطئههاى گوناگون رژيم ستمشاهى براى محو مظاهر اسلامى اين هر دو در كنار هم براى ستيز با اين برنامه ننگين به پا خاستند و جلسات مشورتى بسيار تشكيل دادند .
پس از تبعيد امام خمينى به تركيه ، مرجع عاليقدر بدون درنگ فرزند برومندش
هامش
( 1 ) . اين كتاب با نام « مسائل نماز خوف و مطارده و احكام جبهه » به چاپ رسيده است .
( 2 ) . اكنون نامهاى در دست است كه خطاب به مرحوم آيت اللّه بروجردى پيرامون بعضى از اوضاع سياسى نگاشته شده و اين هر دو آن را امضا نمودهاند .