( 1321 - 1412 ق ) و مرحوم آقاى شيخ احمد وافى يزدى - كه در بيست و چهار سالگى از دنيا رفت - به مباحثه مشغول بودهاند .
مشايخ اجازه
حضرت آيت اللّه بدون آنكه درصدد اخذ اجازه - اجتهاد و روايت - بوده باشند ، موفق به كسب اجازه از اقطاب روايت گرديده ، كه آن جملهاند :
1 - آيت اللّه العظمى حاج شيخ عبد الكريم حائرى يزدى : اجازه اجتهاد .
آقا خود فرمودهاند : ايشان در آن موقع اظهار لطف كرده و سوگند ياد نمودند كه تو مجتهد مىباشى . و آنگاه اين اجازه را نوشتند و مرقوم فرمودند كه من ايشان را مجتهد مسلم مىدانم . ( و اين در سنّ 25 سالگى ايشان بوده است ) .
2 - آيت اللّه العظمى حاج شيخ محمّد رضا ابو المجد اصفهانى : اجازه روايت .
آقا خود مىفرمود : من درخواست اجازه دهم از ايشان نكرده بودم ، ليكن چون اعتقادى به اينجانب پيدا كرده بودند خودشان اجازه روائى مفصل مرقوم فرمودند .
3 - علامه محدث آيت اللّه حاج شيخ عباس قمى ( 1294 - 1359 ق ) : اجازه روايت .
خاطراتى از ايام تحصيل
مرجع بزرگوار شيعه از ابتداى تحصيلات خويش با كوشش پيگير و عزمى استوار و ارادهاى خستگىناپذير ، بدون يأس و نااميدى از پيش آمدن مشكلات ( چون : فقر و تنگدستى و از دست دادن پدر و مادر در دوران كودكى ) با جديّت و تصميم ادامه داده تا بدانجا كه يكى از ستارگان فروزان آسمان علم و دانش گرديد .
خود مىفرمود : - در ابتداى تحصيل - من يك لحاف داشتم كه نيمه آن را زير خود و نيمه ديگر را روى خود مىانداختم . و نيز مىفرمودند : در دورانى كه در مدرسه فيضيه طلبه بودم ، دچار كسالت و بيمارى شدم . استادم مرحوم آيت اللّه العظمى آقاى حاج شيخ عبد الكريم حائرى رضى اللّه عنه شبها براى تدريس در مدرسه