مىداشت ، و هماره از مقام علمى و عملى وى سخن مىگفت . در تجليل از خدمات و مبارزات حضرت امام ( ره ) چيزى فرونگذارد ، و چه در زمان حبس و تبعيد ايشان به تهران و چه در زمان ورود پيروزمندانهء ايشان ، به ديدارشان شتافت .
ه : اخلاص در عمل و دورى از هواى نفس
آيت اللّه استادى مىنويسد :
« معظم له ، از به دو ورود به تهران و امامت جماعت در مسجد سيد عزيز اللّه ، از شهرت بهسزايى برخوردار بودند و مراجعه مردم و علما به ايشان خيلى زياد بود و وجوهات فراوانى هم خدمت ايشان مىآوردند آيت اللّه رفيعى قزوينى هم در سالهاى اخير عمرشان از قزوين به تهران هجرت و در مسجد جامع بازار تهران امام جماعت بودند و در همانجا درس فقه داشتند ، اما در ميان مردم آن قدرها شناخته شده نبودند و وجوهات هم براى ايشان كم مىرسيد ، اما در عين حال ايشان براى شاگردان درسش شهريهاى قرار داد و يكى دو ماه پرداخت شد .
از متصدى پرداخت شهريه ايشان شنيدم كه : آيت اللّه خوانسارى با اطلاع قبلى به منزل ايشان مىآيند و مىفرمايند : يك مطلبى مىخواهم به شما بگويم و بايد بين من و شما مكتوم بماند و آن اين است كه از اين ماه براى پرداخت شهريه آقاى رفيعى ، هر مقدار لازم داشتيد حواله مىدهم از فلان شخص بگيريد و نگران شهريه نباشيد . و هر ماه پول از طرف آقاى خوانسارى اما به نام آقاى رفيعى داده مىشد و آقاى رفيعى تا آخر عمر هم از اين قضيه اطلاع نداشتند .
اين است معنى اخلاص در عمل ، و براى خدا نه براى هواى نفس قدم برداشتن » . « 1 »
هامش
( 1 ) . استادى ، شرح احوال آيت اللّه اراكى ، ص 160 .