و شعراى قم ، تهران و اصفهان در رثاى وى اشعار بسيارى به فارسى و عربى سرودند . « 1 » از جملهء آنها مرثيهاى است كه شاعر اهل بيت مرحوم حجت الاسلام و المسلمين حاج شيخ محمّد على انصارى سرود :
باز دست جور و كين برداشت سرپوش از طبق * باز دلها ز آتش جور و ستم شد محترق
باز قلب زمرهء اسلاميان شد داغدار * پاره شد از دفتر اسلام محكمتر ورق
شد چو ياران از دو چشم مرد و زن جارى سرشك * عقده در دلها گلوها همچو مرد منخنق
ملت ايران به تن پوشيده ملبوس عزا * مسلمين خارج از ايران ز غم غرق عرق
واى از اين محنت كه چنگال جنايتكار چرخ * از جفا افشرد حلق آيت عظماى حق
بو الحسن آن سيد مظلوم نجل مصطفى * بيگناه از ظلم شد جانش ز جسمش مفترق
شمس گردون فقاهت از ستم آمد شهيد * از پى اين خون ناحق ريخت خون چشم شفق
آنكه در جود و سخاوت بُد چو بابش مرتضى * عنصر پاكش بُدى از نور جدش مختلق
از پى ترويج دين كوشنده بُد هفتاد سال * تا به تن بودش توان و طاقت و توش و رمق
فى قعود فى قيام كان و الليل غسق * فى ركوع فى سجود دام و الصبح شرق
هامش
( 1 ) . مهدوى ، تحفة الابرار ، ج 2 ، ص 525 - 526 .