مجالس جشن و نيز برپايى مجالس سوگوارى و ذكر مصيب خاندان عصمت و طهارت - كه خود به منبر مىشد و مرثيه مىخواند - كوشا بود .
خود در كمال زهد و قناعت مىزيست و توجهى خاص به زندگانى طلاب و فقرا و درماندگان و يتيمان داشت » . « 1 »
تهجد و شب زندهدارى ، جود و سخاوت ، تواضع و فروتنى ، انس با قرآن و دعا ، بزرگداشت و تجليل عالمان و فقيهان ، از ديگر ويژگيهاى آن مرد بزرگ بود .
شهادت
آيت اللّه شمسآبادى پس از سالها مبارزه عليه بدعتها و انحرافها ، و روشنگرى حقايق سرانجام مورد بغض و كينهء عدهاى لجوج ، عنود و منحرف از دين قرار گرفت و در تاريخ 18 فروردين 1355 ، در 78 سالگى به درجهء رفيعهء شهادت نايل آمد .
مرحوم آيت اللّه سيد اسماعيل هاشمى مىگويد :
« يكى از علمايى كه پس از آزادى ما از دست ساواك اصفهان ، اصرار زيادى به توقف ما در اين شهر داشتند . شهيد مرحوم آيت اللّه سيّد ابو الحسن شمسآبادى بودند ، ايشان پس از هجرت به اصفهان ، يكى از مساجدشان ( مسجد جعفر طيار - در خيابان خلجا كه نزديك به منزلشان بود ) را به بنده واگذار نمودند ، در كنار آن در هر هفته ، چند جلسه مشترك با ايشان و جمعى از علماى ديگر داشتيم . يكى جلسهء بحث علمى و فقهى و ديگرى جلسهء رسيدگى به مسائل شهر بود . آخرين خاطرهاى كه از ايشان در ذهن دارم مربوط به يك روز قبل از شهادت ايشان مىشود . چند روزى بود كه ايشان در مسافرت عمره به سر مىبردند و با آن شرايط بحرانى كه دستهء سيّد مهدى هاشمى به وجود آورده بودند همگى نگران حال ايشان بودند .
عصر روز قبل از شهادت ايشان ، به طرف منزلشان رفتم تا از ايشان سراغى
هامش
( 1 ) . مهدوى ، تحفة الابرار ، ج 2 ، ص 526 .