هرچه حقش داد اندر راه حقش كرد صرف * چو دگر چيزى نبودش جان نهاد اندر طبق
گرچه او شد كشته ليكن زندهء جاويد شد * جنت و حور و قصور خلد را شد مستحق
ملت ايران ز دولت خواستار قاتل است * تا كند پيدا دهد كيفر ز هر خيل و فِرقَ
قافيت مانند قلب دشمن دين است تنگ * شرح نتوانم دهم بهتر از اين نظم و نسق
كلك انصارى تناسب را پى تاريخ قتل * مصرعى مىجست زد از دفتر طبعش ورق
بهر آن شمس هدايت سال را شمسى سرود * هان بگو ( شد شمسآبادى شهيد راه حق ) : 1355 ه . ش
مزار مرحوم شمسآبادى از همان روزهاى نخست محل زيارت مردم مسلمان شد و بناى باشكوهى بر آن بنياد نهادند و پس از شروع جنگ تحميلى نيز پيكرهاى پاك شهدا گرداگرد مزار او دفن شدند . همانگونه كه وجود آيت اللّه شمسآبادى در حال حيات مايهء خير و بركت بود ، پس از شهادت نيز سبب خير شد . از محل نذورات و هداياى مرقدش ، مسجدى در محل شهادتش بنيان نهاده شد و كتاب ارزندهء تحفة الابرار نوشتهء آيت اللّه سيد محمّد باقر شفتى حجة الاسلام ( د . 1260 ه . ق ) در نماز استدلالى ، به چاپ رسيد و هم اكنون نيز مؤسسههاى خيريهء اصفهان از آنها بهرهمند مىشوند .
مرحوم آيت اللّه گلپايگانى در پيام تسليت خويش ، فرمودند :
فاجعه مؤلمه شهادت حضرت حجت الاسلام و المسلمين سيد العلماء العاملين آقاى حاج سيد ابو الحسن شمسآبادى قدس سره و حشره اللّه مع اجداده الطاهرين صلوات اللّه عليهم اجمعين موجب تأثر و تأسف شديد