2 . آقا ضياء الدين عراقى ( د . 1361 ه . ق ) . نويسندهء مقالات الاصول ؛
3 . ميرزا محمّد حسين غروى نائينى ( د . 1355 ه . ق ) ، نويسندهء اللباس المشكوك ؛
4 . آقا شيخ اسماعيل غروى محلاتى ( د . 1343 ه . ق ) ، صاحب انوار العلم و المعرفة .
او در اين ميان به استاد اكبر ، وحيد دهر و فريد عصر آيت اللّه ميرزاى نائينى اختصاص تام پيدا كرد و بيش از 14 سال در درسهاى فقه و اصول معظم له شركت كرد و از اعاظم شاگردان و محققان اصحاب خاص آن مرحوم به شمار آمد ، به گونهاى كه شيخ آقابزرگ تهرانى ، شاگردى كسى مانند ميرزا را - همراه با آيات عظام خوئى ، شيخ حسين حلّى و ميرزا حسن بجنوردى - شاهدى براى عظمت آيت اللّه نائينى مىنويسد . « 1 »
وى در سال 1353 ه . ق به دريافت اجازهء اجتهاد و روايت از استاد بزرگوارش نايل آمد .
تدريس
آيت اللّه زنجانى دورههاى متعدد فقه ، اصول و قواعد فقهيه را تدريس نمود . او تا پايان زندگىاش به افاده و افاضه مشغول بود و به شاگردانش بسيار علاقه داشت ، و از اينكه مىديد طلبهاى با كمال عشق و علاقه و محققانه درس مىخواند و به وظيفهاش عمل مىكند خوشحال مىشد ، و لذا فقط در محضر درسش ، حدود چهل نفر از طلاب محصل و برگزيدهء خوب حوزه شركت مىكردند ، تو گويى كه آنان را دانه دانه براى ميرزا انتخاب كردهاند . شايد وجود اين نوع محصلان سبب شده بود تا طلبهاى كه اهل درس ، بحث ، تحقيق و تتبع نبود ، نتواند در درس ايشان جلوهاى كند . اين عشق و علاقه دوطرفه بود و شاگردانش هم به او عشق مىورزيدند .
آيت اللّه سيد مرتضى نجومى مىنويسد :
اكنون كه اين كلمات را مىنويسم حالت عجيبى دارم ، نمىدانم چطور آن
هامش
( 1 ) . نجومى ، كيمياى هستى ، 84 ؛ فتلاوى ، المنتخب ، 66 ؛ تهرانى ، نقباء البشر ، ج 2 ، 595 .