و همچنين متجدد مآبها و اروپا رفتههاى غربزده را نخورند . ايشان در ضمن اشعار بسيار ، از اين اوضاع و بويژه از انگليسها شكايت كرده است . مثل اين شعر :
انگليسى در جهان افكنده دام مكر و فن * اى خدايا مسلمين را سيد و سالار كو
بحر پرموج و بلا در اوج و كشتى در خطر * نوح كشتيبان در اين درياى محنتبار كو
صفحهء روى زمين بگرفت دجال فتن * مهدى صاحب زمان و تيغ آتشبار كو
همچنين ، در ضمن قصيدهاى بسيار طولانى كه اوضاع مسلمانان را تشريح كرده است ، و حتى از تبليغاتى كه پيش از اقدام پهلوى به كشف حجاب و آن مظالم بىحد و حصر براى كشف حجاب ، اختلاط زن و مرد و برچيدن سنن اسلامى مىشد ، و غربزدگيهاى نويسندگان و مجلاتى كه در آن عصر بود و افكار جوانان را مسموم مىساخت ، فرموده است :
هست در بعض زنان شورى پى كشف حجاب * خاك هر ذلت به سر اين خلق بىسر كردهاند
روزى آيد زين شب مظلم كه هريك بىعفاف * بهرهور از وصل خود رندان ابتر كردهاند
اين جوانان وطن در معنى حب الوطن * اشتباهى بو العجب در خود مخمر كردهاند
وضع دوران اروپايى كنون سرمشق ماست * گرچه ما را در حقيقت خوار و مضطر كردهاند
علم و صنعت را نسازد كس از آنها پيروى * ليك لفظ مسيو و مرسى مكرر كردهاند
تا اينكه خطاب به پهلوى يا ديگرى ، مىگويد :
اى كه دارى آرزوى انخساف ماه شرع * و ايكه ز اول فطرتت از بد مخمر كردهاند