نظامى ، سنايى ، ناصر خسرو ، انورى و بويژه حافظ و سعدى متأثر بود ، و بسيارى از اشعار اين شاعران را تضمين كرد . طبع شعرش فوقالعاده است ، و در هر نوع شعر از نوحه ، مصيبت ، غزل ، مدح و قصيده سرآمد مىنمايد . در بسيارى از موارد فى البداهه شعر مىگفت يا سخنانى مقفى و مسجع بيان مىداشت .
اقتدار سخنورى اين روحانى بزرگوار چنان بود كه بنان و بيان در اداى رساى آن كوتاهى مىنمايد . توابع معنا در تعبيرات وى در مدح حضرت ولى عصر ( عج ) با الفاظ و تعبيراتى بيان و تفسير مىشود كه مستلزم امعان و دقت نظر و توجه تمام به ژرفاى معنا و عمق گستردهء الفاظ در احتواى بر مضامين است . در اين مورد ، قصيدهء ذوقافيتين ايشان را دربارهء حضرت ولى عصر با مطلع ذيل بنگريد :
عيد گشت و خواهيم از شاه فلك دربار بار * تا ز فيضش بازيابد طبع گوهربار بار
آراستگى الفاظ توأم با صنايع بديعى ، چيرگى او را در مبانى ادبى با زمينههاى وافر ذهنى ، و تسلط كامل او را بر اصول ادب فارسى و عربى آشكار مىسازد . انواع ادات تشبيه و صنايع مختلف ادبى را در بيان كيفيات طبيعت و هرچه در آن است به كار مىگيرد تا با تصوير زيباييها به ذكر ممدوح بپردازد ، و انسان را به شادمانى و بهره گرفتن از زندگانى دعوت كند . در اين مورد به قصيدهء ايشان دربارهء امام زمان ( عج ) ، كه به صنعت جمع و تفريق - يكى از مشكلترين صنايع شعرى - و با مطلع زير آمده است ، اشاره مىشود :
به فيروزتر زمان به زيباترين بهار * به نيكوترين شب به روشنترين نهار
يكى روح خرمى يكى جان آدمى * يكى چون صباح وصل يكى چون رخان يار
كه هريك از ابيات اين قصيده ، 4 قطعه مىباشد . شاعر هر قطعهء شعر اول را تفريق كرده و صفتى از صفات يا تشبيهى از تشبيهات آن را در شعر بعد بيان كرده است .
وى به امامان هدايت عليهم السّلام سخت عشق مىورزيد و با نهايت درجه به حضرت ولى عصر ( عج ) اعتقاد راستين و ارادت كامل داشت ، و در دفاع از حريم حق و