تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اختران فقاهت ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
خلت من تلاوة » بر زبانش جارى مىشد . معظم له ، از سال 1333 تا 1340 ه . ق تمام تلاش خود را به كار گرفت تا مدارس فيضيه و دار الشفاء را پاكيزه و آباد كند و آنها را از دست غاصبان درآورد . لذا ، وى درس خود را در آن مكان مقدس - و سپس در مسجد امام حسن عسكرى عليه السّلام پس از اقامهء نماز مغرب و عشاء - برگزار كرد و گروه بسيارى را در دامان خود پرورش داد . اما همهء اينها كافى نبود . مرحوم آيت اللّه شريعتمدار ساوجى گفته است : « شيخنا الاستاذ هماره مىفرمود : تا زمامدار و علمدارى نباشد ، توسعهء حوزهء علميه ميسر نيست و در قم ، من به الكفايه وجود ندارد ، و من هم پر و بالى ندارم تا پرواز كنم . بنابراين ، ما به دعوت از ديگران از خارج نيازمنديم تا او را علمدار سازيم و حمايت علما و صلحاى بلاد را براى بسط حوزهء علميه جلب كنيم . . . و فكر توسعهء حوزه از خاطر ايشان محو نمىشد . و در ايام تعطيل كه غالبا با اصحاب به خارج شهر به تفرج مىرفتند ، اين سخن به مناسبت پيش مىآمد تا روزى در مسجد جمكران ، با جمعى از اصحاب بوديم و ( مرحوم ) حجت الاسلام شيخ قاسم نحوى از ايشان پرسيد : براى دعوت به قم ، كدام يك از علما را در نظر گرفته‌ايد ؟ آقا پاسخ داد : سه نفر را در نظر گرفته‌ام كه ميان آنها مردد هستم : يكى آقا ميرزا على آقا شيرازى ، فرزند ميرزاى شيرازى بزرگ ، ديگرى آقا شيخ محمّد كاظم شيرازى و سومى آيت اللّه حاج شيخ عبد الكريم حائرى كه در اراك هستند . بعد ، سخن از رجحان آنان به ميان آمد و به واسطهء اينكه اراك به قم نزديك است و آقاى حاج شيخ هم در آنجا حوزه‌اى تشكيل داده‌اند كه چون به قم منتقل گردد ، افراد حوزهء اراك هم به قم مهاجرت خواهند كرد ، به اضافهء فضيلت و مديريت ايشان هم امتحان شده است ، ايشان رجحان دارد . سپس ، آقا نامه‌اى به اراك فرستاد و از معظم له براى آمدن به قم و اقامت در اين شهر دعوت كردند . آقاى حاج شيخ پاسخ داده بودند : من از همكارى و موافقت و تأييد علماى قم نااميدم . مرحوم آيت اللّه فيض ، آقاى حاج ميرزا حسن برقعى را
اختران فقاهت ( فارسى ) — صفحة 151 | ناصر الدين انصارى قمى