شركت كردند . بدن مطهر وى پس از نماز آيت اللّه حاج ميرزا محمّد فيض بر آن و مرثيهخوانى مرحوم حاج ملا حسين مولوى ( كه بنا به وصيت آن فقيه بزرگ .
روضه حضرت على اصغر را خواند ) ، در مقبرهء اختصاصىاش در قبرستان شيخان به خاك سپرده شد .
در غم فقدان وى ، مجالس يادبود متعددى برگزار گرديد و شعراى قم چكامههايى در سوگ وى سرودند . از جملهء آنان ، اديب نامى قم ، مرحوم حجت الاسلام و المسلمين حاج شيخ محمّد على انصارى بود كه چنين سرود :
باز از كجگردى گردون پير * بوم غم بر بام دل شد جاىگير
در كمند مرگ مردى فتاد * كه بُد اندر بين اقران كمنظير
دست صيّاد اجل دامى نهاد * وندر آن سيمرغ دانش شد اسير
عالمى عامل ، پناه و پشت شرع * حامى احكام دين ، حق را نصير
زاهد و پرهيزگار و نيكخو * در اصول و فقه ، نقادى بصير
هم احاديث نبوت را سند * هم روايات ولايت را خبير
دل ز فكر ثاقب وى مستنار * جان ز رأى روشن او مستنير
پادشاه كشور فضل و كمال * شهر دانش را بُد او مير و امير
جاى چون در عرش منبر مىگزيد * خلق را بُد هم بشير و هم نذير
اهل اسلام از وجودش سودها * برده و ديده از او خير كثير
حجت دين آيت اللّه زمان * آن محمّد نام و در كنيت كبير
چون حريم كعبه گرديدش مطاف * ميهمان گرديد بر حىّ قدير
آتش شوق از درونش شعله زد * روى جانان ديد و از جان گشت سير
در وطن يك سال شد بيمار عشق * تن ز هجران شد چو نى ، رخ چون ضرير
مرغ روح پاكش از تن ناگهان * شد به اوج گنبد چرخ اثير
زين مصيبت شد عيان در سدّ دين * رخنهاى بس سخت و جبرانناپذير
شاخ غم از فرقتش آمد جوان * سرو صبر از محنتش خم گشت و پير