او خود مىنويسد :
« و اكثر استيناس حقير در اقتباس معارف و اسرار توحيد ، با عالم ربانى حاج ملا فتحعلى سلطانآبادى [ بود ] » . « 1 »
همچنين ، معظم له دربارهء ميرزا حسين نورى گفت :
« و بالجمله در سامراء ، معاشرت حقير در خلأ و ملأ با حضرت آخوند و حضرت حاجى ميرزا حسين نورى بود » . « 2 »
مهاجرت به نجف
پس از مدتى كه معظم له در سامراء به تحصيل علم مشغول بود ، به اصرار آخوند ملا فتحعلى به نجف رفت . آخوند به او مىگفت :
« تو اهل تحصيلى ، اينجا درس قائم به شخص واحد ( ميرزاى شيرازى ) است و حال او هم به اين نحو است كه مىبينى . يعنى ، غالبا تعطيل است ، به جهت كثرت مشاغل و رياست و ضعف حال . خوب است به نجف به روى » . « 3 »
معظم له در نجف اشرف ، به حكم استخاره و مشورت ، به مدت هفت سال در درس فقه و اصول آيت اللّه ميرزا حبيب اللّه رشتى ( د . 1312 ه . ق ) حاضر شد ، و تقريرات آن را به طور دقيق و مرتب به نام تنقيح الاصول نگاشت . علاوه بر آن ، وى به درس علامه شيخ راضى نجفى هم شركت كرد و بهرههاى فراوان برد . وى در آن زمان با آخوند خراسانى ، صاحب كفاية الاصول ، مطارحات و مباحثات فراوانى داشت ؛ چنان كه در اينباره نوشته است :
« اكثر مسائل فوائد ايشان ، فوائد الاصول ، كه ملحق به حاشيهء ايشان
هامش
( 1 ) . روضاتى ، زندگانى آيت اللّه چهارسوقى ، ص 193 .
( 2 ) . مرعشى ، المسلسلات فى الاجازات ، ج 2 ، ص 35 .
( 3 ) . همان .