آزادى اسيران عثمانى و ميانجيگرى بين دو دولت ، سرانجام پيمان صلح بين ايران و عثمانى امضا شد ، و در پى آن تمامى اسيران عثمانى بويژه فرماندهء آنان سليمان پاشا ، برادرزاده على پاشا والى بغداد ، كه در حمله سال 1221 ه . ق به ايران ، به اسارت نيروهاى ايرانى درآمده بودند آزاد شدند و متعاقب آن دروازههاى عتبات عاليات به روى ايرانيان گشوده شد ، و آنان هم براى تعمير و آبادانى مشاهد مشرفه و زيارت اماكن مقدسه سيلآسا به سوى عراق روى آوردند و بسيارى هم كه مجد و شكوه حوزهء علميهء نجف اشرف را به چشم خود مىديدند فرزندان و خويشان خود را براى تحصيل به نجف فرستادند .
از سوى ديگر ، نجف در آن زمان از حملات وهابيها رهايى يافته و امنيت و آسايش بر آن حكمفرما شده بود . و اين همه به يمن دو مورد بود :
1 . كشيدن حصار و خندق استوار در اطراف شهر ، كه آن را از هرگونه تعرض و حمله حفظ كرده و در مقاومت مردم در مقابل نيروهاى مهاجم سهم بسزائى ايفا مىكرد ( چنان كه به سبب وجود اين حصار بود كه مردم نجف در برابر حملهء نيروهاى انگليسى در سال 1336 ه . ق . بيش از يك ماه ايستادگى كردند )
2 . مسلح شدن مردم و عشاير نجف اشرف و بسيج همگانى و فراگيرى فنون نظامى و حفاظت و پاسدارى از حريم شهر در ساعات شبانهروز .
اينها همه سبب شد كه علاوه بر رواج علم و دانش ، خون حيات در شريان اقتصاد نجف به جريان افتد و اين شهر به يكى از قطبهاى مهم علمى ، سياسى ، اقتصادى و دينى كشورهاى اسلامى تبديل شود و از همهسو بدانجا مهاجرت كنند .
با هجرت دانشپژوهان و فرهيختگان از هر سو به نجف ، تحصيل و تدريس و تأليف و افزون بر آنها بازار شعر و ادب نيز رونقى بسزا يافت و علاوه بر فقيهان و مجتهدان مشهور ، شاعران بنامى از آن خطه برخاستند ، همانند : شعراى خاندان محيى الدين ، آل اعسم ، و آل نحوى . و از آن پس بود كه ادب عرب در حوزهء علميهء نجف نضج گرفت كه تاكنون هم ادامه دارد .
اختران فقاهت ( فارسى ) — صفحة 83
مساهمون: ناصر الدين انصارى قمى
ص٨٣