در فقر و ندارى وى گفتهاند :
« هنگامى كه بيمار مىشد ، اصلا پولى براى درمان نداشت و با همان بيمارى صبر مىكرد » .
حضرت آيت اللّه مرعشى نجفى ( ره ) مىفرمودند :
« روزى بر وى وارد شدم و او را در حال بيمارى شديدى مشاهده كردم ، درحالىكه پولى براى درمان در بساط او يافت نمىشد . من و آقايان خويى و ميلانى پولى بر روى هم نهاده و او را به دكتر رسانديم » .
مدرسى چهاردهى مىنويسد :
« وى براى چاپ كتاب الهدى پولى نداشت . بناچار هرچه در خانه داشت به قيمت ارزان فروخت و كتاب را به چاپخانه فرستاد » . « 1 »
براى چاپ كتابهاى خود ، از ديگران درخواست كمك مىكرد براى نمونه آگهى منتشر كرد كه در آن از مردم خواسته بود بودجهاى براى طبع كتاب الرحلة المدرسية و ترجمهاش مدرسهء سيار در اختيار او بگذارند « 2 » و براى نشر و فروش آلاء الرحمن از مرحوم سيد محسن امين تقاضاى يارى نمود .
و از ادامهء نگارش كتابش دربارهء قبله تنها به دليل فقر مالى صرفنظر كرد . « 3 »
مدرسى چهاردهى مىنويسد :
« خانه و آشيانهء استاد ما در نجف بسيار كوچك و كهنه بود . ناتوانى مزاج ، سينهتنگى ، گرماى سوزان و بىپولى ، گرفتار و بيمارش كرده بود . ميرزا على آقاى شيرازى ( فرزند ميرزاى مجدد ) حاضر شد كه خانهء آبرومندى براى يك سال اجاره كرده و به بلاغى واگذار نمايد . استاد
هامش
( 1 ) . مدرسى چهاردهى ، تاريخ روابط اجتماعى ايران و عراق ، ص 329 .
( 2 ) . بلاغى ، اعاجيب الاكاذيب ، پشت جلد .
( 3 ) . همو ، آلاء الرحمن ، پايان جلد 1 .