تا مردم قليان بكشند ؟ »
جناب « ملاذ الاسلام » باز همان پاسخ نخستين را اعاده فرمود كه :
وضع اين حكم از من نبوده تا رفع اين منع نيز به دست من باشد ، اين حكم منع از حضرت حجة الاسلام بوده ، نقض اين حكم و رفع اين منع نيز همان موكول و محول به خود جناب ايشان است . « 1 »
سرانجام در بيستم جمادى الثانى 1309 ه . ق ، علماى مركز و در پيشاپيش آنان ميرزاى آشتيانى ، به ملاحظهء نامههاى محكم شاه و امين السلطان مبنى بر لغو كامل امتياز ، حكم به حليت تنباكو - مستند به قول ميرزاى شيرازى كه نوشته بود : « بر تقدير رفع امتياز ، استعمال دخانيات منعى ندارد » - « 2 » نمودند . در 9 رجب ، ميرزاى آشتيانى نامهاى به ميرزاى شيرازى نگاشت و لغو كامل امتياز را براى ايشان تصديق كرد و ماجرا را براى آن پيشواى بزرگ شرح داد .
ميرزاى شيرازى هم در پاسخ آشتيانى نوشت :
« جناب مستطاب شريعتمدار ، افتخار المجتهدين العظام ، عماد الاسلام ، آقا ميرزا محمّد حسن - سلمه اللّه تعالى - تلگراف جنابعالى در باب رفع امتياز دخانيه و اعلان به ترخيص استعمال به موجب نوشتهء احقر ، رسيد .
البته آنچه صلاح دانستهايد ، عين صواب است . . . » . « 3 »
سفر حج
مرحوم ميرزاى آشتيانى در سال 1311 ه . ق ، رهسپار سفر حج شد و پس از اتمام آن ، به قصد زيارت شام و فلسطين ، وارد دمشق گرديد . در اين سفر ، علماى اهل سنت و تشيع ، همه به ديدن وى آمدند و بين ايشان و برخى از علماى عامه مباحثاتى
هامش
( 1 ) . كربلايى ، تاريخ الدخانية ، ص 169 .
( 2 ) . همان ، ص 120 - 187 .
( 3 ) . همان ، ص 192 .