در بيان آدابيكه متعلق برسوم معاشرت و اصول مدنيت است
و مراعات اين آداب از لوازم صورت آدميت كه بطور نصيحت بيان مىشود اوصاف و اعماليكه انسانرا در تكميل نفس خود به آن حاجتست بعون الله تعالى نگارش يافت و آداب و رسوم معاشرت و رفتار مدنيت را كه ظاهر انسان به آن آراسته گردد و بلكه معين باطن اوست اكنون گوشدار و اگر هر يكرا در مقامش بجاى آرى هرگز بهيچكار در - نمانى و زحمت نكشى و پشيمان نشوى انشاءاللّه .
اول - بدانكه چون نام پادشاه عصر زينتبخش هر دفتريست چنان كه وجود مباركش موجب امنيت و آسايش بلاد و عباد است و در هيچ عصر از اعصار و در هيچ نقطهء از نقاط ارض امر تمدن بدون سلطان عادل مقتدرى اعتبار نيافته و در هر زمانى كه پادشاه عادل و فاضلى در روى زمين بوده دست حوادث روزگار از گريبان امنيت كوتاهتر و خلايق از زندگانى خود و خيرات الهى كه نظر به وجوب لطف بر عموم خلق عالم بتفاوت ازمنه بر اتصال جاريست بهرهمندتر بودهاند و آنچه از تواريخ و سير معلوم گشت هميشه ايران محل سلاطين بزرگ و با عدل و داد بوده و به نظر انصاف خالى از ملاحظات دنيويه پادشاهى كه بتمامى اوصاف سلطنت آراسته باشد و بشرايط جهاندارى كماهى كامل چنان كه گويد