چهار ضرب كردن « 1 » و غير آن كه از صوفيه منقول است از ايشان وارد نشده و ظاهرا بعضى از مشايخ ، از امثال اينها را به جهت نفوس بعضى مناسب مىديدهاند ، در سهولت سلوك ، بنا بر آن ، امر به آن مىفرمودهاند و مأخذ چله شايد حديث « من اخلص للّه اربعين صباحا ظهرت ينابيع الحكمة على لسانه » « 2 » باشد و مأخذ حيوانى « لا تجعلوا بطونكم مقابر الحيوانات » و نحو آن .
و شكى نيست كه گوشت كم خوردن و در خلوت نشستن و به فراغ بال و توجه تام مشغول ذكر بودن ، دخلى تمام در تنوير قلب دارد ، ليكن به شرط آنكه مانع جمعه و جماعت نباشد .
و از جمله امورى كه عمده است در سلوك ، حريت است ، اعنى آزاد بودن از شوايب طبيعت و وساوس عادت و نواميس عامه ، چه سالك را هيچ سدّى عظيمتر از اين سه امر نيست و بعضى حكما اينها را رؤساى شياطين ناميدهاند و هر قبيحى كه از هر كسى سر مىزند چون نيكو مىنگرى به يكى از اين سه امر منتهى مىشود :
امّا شوايب طبيعت مثل شهوت و غضب و توابع آن از حب مال و جاه و غير آن
« تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً »
« 3 » .
و امّا وساوس عادت مانند تسويلات نفس اماره و تزيينات او و اعمال غير صالحه به سبب خيالات فاسده و اوهام كاذبه و لوازم آن از اخلاق رذيله
هامش
( 1 ) - بجاى عبارت « و ذكر چهار ضرب كردن » در بعضى نسخ اين عبارت آمده « و ذكر جلى و خفى كردن » مرحوم ارموى جمله دوم را درستتر دانسته است .
( 2 ) - الكافي ج 2 ص 16 .
( 3 ) - قصص / 83 .