ازو يك غمزه و جان دادن از ما * ازو يك بوسه و استادن از ما
شراب
عبارت است از ذوق و وجد و حال كه از جلوه محبوب حقيقى در اوان غلبه محبت بر دل سالك عاشق وارد مىشود و سالك را مست و بىخود مىكند چه ، استيلاى آن موجب هدم قواعد عقلى و نقض معاقد و همى اوست كه مبدأ انتشاء كثرت رسمى و نسبت اعتبارى مىشود .
و
ساقى
عبارت است از حقيقت باعتبار حسب ظهور در هر مظهر كه تجلى كرده باشد .
و ساقيان بزم عشق كنايه از سمع و بصر انسان باشد ، چه اكثر اسباب مستى از اين دو راه ميرسد و از تجليات [ افعالى به جام تعبير مىكنند و از تجليات اسمائى و صفاتى به خم و سبو و از تجليات ] ذاتى كه موجب فناى فى اللّه و بقاى باللّه است به بحر و قلزم ، و آن ذوق و وجد را كه از تجلى ذاتى ناشى شود ؛ كه سالك را از لذت هستى پاكى دهد و موجب فناى او گردد شراب طهور نامند قال اللّه تعالى «
وَ سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً »
« 1 » .
شراب و شمع ذوق و نور عرفان « 2 » * ببين شاهد كه از كس نيست پنهان
هامش
( 1 ) - انسان / 21 .
( 2 ) - در نسخه كهنه : شراب شمع سكر و ذوق عرفان ( ف ) .