فصل دوم در بيان درجات و مراتب سخن و انواع و اصناف آن
بدانكه سخن به منزلهء قالب است و معنى به منزلهء روح و يا سخن بمنزلهء پيمانه است و معنى بمنزلهء راج « 1 » و يا سخن بمنزلهء نافهء مشگ است و معنى را درجات و مراتب است به حسب تفاوت درجات و مراتب سلاست الفاظ و متانت مبانى و به سبب اختلاف درجات و مراتب مقاصد و معانى .
سخن چو نيك نگوئى هزار نيست يكى * ولى چو نيك بگوئى يكى هزار بود
و سخن نيك را باز انواع و اصناف است ، چه ، گاهى كه قائل را محبت حقيقيه
« يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ
« 2 »
وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ »
« 3 » غالب گردد يا شوق آن محب مستولى شود ، در وصف عشق حقيقى سخن گويد و با وى از چشمهء سلسبيل دهد ، سلطان عشق به مقتضاى التهاب
« نارُ اللَّهِ الْمُوقَدَةُ الَّتِي تَطَّلِعُ
هامش
( 1 ) - راج : شراب .
( 2 ) - مائده / 54 .
( 3 ) - بقره / 165 .