تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١
او كنارى جويند . پس عباس بن عمرو [ 1 ] الغنوى ، و محمد بن اسحاق بن كنداج و خاقان المفلحى و ديگران از او جدا شدند . مكتفى آنان را بنواخت . بدر به واسط رفت . مكتفى بر خانهء او موكل گماشت ، و اصحاب او را بگرفت و نامش را از سپرها و علم‌ها بزدود ، و حسن بن على كوره را با سپاهى به واسط فرستاد . او پيشنهاد كرد كه به هر سرزمينى كه خواهد برود . بدر گفت : مىخواهم با مولاى خود رو در رو سخن گويم . وزير ، مكتفى را از اين امر بترسانيد ، كه چه بسا توطئه‌اى به كار دارد . پس مانع آن شد كه بدر با مكتفى رو در رو سخن گويد . وزير آگاه شد كه بدر كس فرستاده كه پسرش هلال را نزد او برند . پس بر او موكل گماشت تا ميسر نگردد . آنگاه قاضى ابو عمر المالكى را با امان نامه نزد بدر فرستاد ، تا او را امان دهد و بياورد . بدر بدان امان بيامد . وزير كسانى را فرستاد تا راه را بر او گرفتند و به قتلش آوردند . شش روز از ماه رمضان سال 289 گذشته بود . خاندانش ، جسدش را به وصيت او به مكه بردند و در آنجا به خاك سپردند . قاضى ابو عمر از اينكه چنين عملى از او سر زده بود غمگين به خانه بازگشت .

استيلاى محمد بن هارون بر رى ، سپس اسارت و قتل او

پيش از اين گفتيم كه محمد بن هارون از سرداران رافع بن هرثمه بود . اسماعيل بن احمد سامانى او را در زمرهء سرداران خود درآورد ، و به جنگ محمد بن زيد فرستاد . چون محمد بن هارون ، محمد بن زيد را منهزم ساخت و بر طبرستان مستولى گرديد ، اسماعيل نيز او را بر آن سرزمين امارت داد . چندى بعد محمد بن هارون عصيان آغاز كرد ، و براى علويان دعوت نمود و جامه سپيد كرد و شعار عباسيان را به يكسو نهاد . جستان [ 2 ] الديلمى نيز با او يار شد . اسماعيل سپاهى به جنگ جستان فرستاد ، ولى شكست خورد . در رى ، از جانب مكتفى ، اغرتمش ترك ، حكومت مىكرد . او را سيرتى نكوهيده بود . مردم رى ، نزد محمد بن هارون كس فرستادند و او را بر خود امير ساختند ، و از او خواستند بدان صوب در حركت آيد . محمد بن هارون به رى رفت . و با اغرتمش نبرد كرد و او را منهزم ساخت و بكشت ، و نيز پسران و برادرش كيغلغ را كه نيز از سرداران بود ، به قتل آورد ، و بر رى مستولى شد . مكتفى از موالى خود ، خاقان المفلحى را با سپاهى فرستاد تا امارت رى بر دست گيرد ، ولى او به رى نرسيد . مكتفى به اسماعيل سامانى نوشت ، و امارت رى را به دو داد ، و فرمان داد كه به جنگ محمد بن هارون رود . اسماعيل بر سر او لشكر كشيد ، و او را منهزم ساخت . محمد بن هارون از رى به قزوين و زنجان رفت . سپس
هامش
[ ( 1 ) ] عمر . [ ( 2 ) ] حسان .
تاريخ ابن خلدون ( فارسي ) — صفحة 551 | ابن خلدون / عبد المحمد آيتى