تو را به مردم خراسان وصيت مىكنم كه با آنان نيكى كنى زيرا خراسانيان انصار و شيعهء تو هستند . اينان اموال و خونهايشان را در راه دولت تو بذل كردهاند . مگذار محبت تو از دلهايشان برود . به آنان نيكى كن و از گناه گنهكارانشان درگذر و كارهاى نيكشان را پاداش نيك ده و چنان كن كه تو براى كسانى كه جان مىبازند جانشينى نيكو باشى . و نپندارمت كه چنين كنى .
و مبادا كه جانب شرقى شهر را ساختن آغاز كنى ، زيرا آن را به پايان نتوانى آورد ، ولى پندارم كه چنين خواهى كرد .
و مبادا كه از مردى از بنى سليم در كارى مددگيرى ، و پندارمت كه چنين خواهى كرد .
و مبادا كه زنان را به مشورت در كارها داخل سازى ، و پندارمت كه چنين خواهى كرد . » و گويند كه منصور گفت ، كه « من در ماه ذو الحجه به دنيا آمدهام و در ماه ذو الحجه به خلافت نشستهام و چنان احساس مىكنم كه در ماه ذو الحجه اين سال هم خواهم مرد ، و از اين رو است كه بار سفر حج بستهام . اينك كه امور مسلمين را بعد از خود به دست تو سپردهام ، بايد در انجام آنها از خداى بترسى ، تا براى رهايى تو از اندوه راه گشايشى قرار دهد و تو را سلامت و حسن عاقبت ارزانى دارد .
اى پسر چنان كن كه همواره منزلت محمد ( ص ) در ميان امتش پايدار بماند . تا خداوند نيز حافظ كارهاى تو باشد . زنهار از ريختن خون حرام ، زيرا نزد خدا گناهى است بزرگ و عار و ننگ دنيا را در پى دارد . حدود خداوند را مراعات كن ، زيرا كار آخرت تو را به صلاح آورد و كار دنيايت را رونق بخشد . به حدود خداوند تعدى مكن كه سبب نابودى تو گردد .
زيرا خداوند اگر مىدانست كه جز آن قوانين و حدود ، چيز ديگرى براى دينش بهتر است ، يا مردم را از نافرمانيش بهتر در امان مىدارد ، هر آينه در كتاب خود بدان فرمان مىداد .
و بدان كه خداوند به خاطر پادشاهان خشمگين مىشود ، و از اين رو بر كسانى كه در زمين فساد مىكنند ، افزون بر آن عذابى كه برايشان در آخرت ذخيره كرده است ، در دنيا نيز چنين گفته :
إِنَّما جَزاءُ الَّذِينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً . . .
الآيه . . .
پس اى پسر من پادشاه ريسمان استوار خداوند است و عروة الوثقاى اوست ، و بر پاى دارندهء دين اوست ، پس دين خداوند را حفظ كن و از آن دفاع نماى ، و ملحدان را نابود گردان ، مارقين را سركوب ساز ، و با كسانى كه از دين خدا پاى بيرون نهند با عذاب و شكنجه مقابله نماى ، و از آنچه خداوند در قرآن بدان فرمان داده است تجاوز مكن ، و به عدالت حكم نماى و همه را به يك چشم بنگر ، زيرا اگر چنين كنى ، بهتر توانى آشوب رعيت را مانع شوى و دشمن را سركوب گردانى ، و كارها را چاره سازى . از غنايم چشم بپوش ، زيرا خواستهاى كه من براى تو به ميراث نهادهام تو را از آن بىنياز مىسازد . كارهايت را با صلهء رحم و نيكى به خويشاوندان آغاز كن ، و زنهار از اينكه آنان را بر ديگران برگزينى و اموال رعيت را نابود