بّشر الصّابرين الّذين اذا اصابتهم مصيبة قالوا اّنا للّه و اّنا إليه راجعون أولئك عليهم صلوات من ربّهم و رحمة » 2 : 255 - 257 . و در آثار آوردهاند كه جابر بن عبد اللّه انصارى ، كه يكى از اكابر صحابه بود در آخر عمر به ضعف پيرى و عجز مبتلا شده بود . محمد بن على بن الحسين المعروف بالباقر ( عليه السلام ) به عيادت او رفت و از حال او سئوال نمود ؟ گفت : در حالتى ام كه پيرى از جوانى ، و بيمارى از تندرستى ، و مرگ از زندگانى دوست تر دارم ! محمد گفت : من بارى چنانم كه اگر مرا پير دارد پيرى دوست تر دارم ، و اگر جوان دارد جوانى دوست تر دارم ، و اگر بيمار دارد بيمارى ، و اگر تندرست دارد تندرستى ، و اگر مرگ دهد مرگ ، و اگر زندگانى ، زندگانى را دوست تر دارم . جابر چون اين سخن شنيد بر روى محمد ( ع ) بوسه داد و گفت : صدق رسول اللّه كه مرا گفت : « تو يكى از فرزندان مرا ببينى همنام من و هو يبقر العلم بقرا كما يبقر الّثور الارض » و به اين سبب او را باقر علوم الاوّلين و الآخرين گفتند . و از معرفت اين مراتب معلوم شود كه جابر در مرتبهء اهل صبر بوده است ، و محمد ( ع ) در مرتبهء رضا . و بعد از اين شرح رضا گفته آيد إن شاء اللّه تعالى .
أوصاف الأشراف ( فارسى ) — صفحة 60
مساهمون: خواجه نصير الدين الطوسي
ص٦٠
هامش
( 1 ) بقره - 155 .