أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً
؛ « 1 » آيا در قرآن انديشه نمىكنند ؟ ! و اگر از جانب غير خدا بود . اختلاف فراوانى در آن مىيافتند » را باطل خواهد كرد ، زيرا آيه دلالت دارد بر اين كه در قرآن هيچ اختلافى نيست ، و اگر از بين بردن اختلاف در آيات به اين باشد كه هر جا اختلافى در ظاهر ديده شد آن را بر خلاف ظاهر و به معنايى كه غير از خداى سبحان كسى آن را نفهمد حمل كنيم ، حجيت آن آيه از بين مىرود ، زيرا اختلاف نداشتن بدين معنا مختص به قرآن نيست ، بلكه هر كتابى را كه صفحهاى از آن با صفحهء ديگرش نسازد و سراپا هم دروغ باشد ، با حمل بر خلاف ظاهر مىتوان آن را توجيه و اختلاف آن را از بين برد . پس اختلاف نداشتن به اين معنا ( به معناى باطنى ) هيچ دلالتى ندارد كه اين كتاب از ناحيهء خدا است ، بلكه نوشتن چنين كتابى براى هر كسى ممكن است .
خلاصه اين كه ، اين آيهء شريفه صراحت دارد كه اولا : قرآن در معرض فهم عموم مردم است و همهء مردم مىتوانند در آياتش تأمل و انديشه كنند و ثانيا : هيچ آيهاى نيست كه معنايى از آن اراده شود كه خلاف ظاهر باشد و يا جنبهء معمّاگويى و نغزسرايى داشته باشد « 2 » .
ديدگاه چهارم : معتقدان اين نظريه مىگويند : معناى تأويل در قرآن عبارت است از :
« حقيقت و واقعيتهايى كه بيانات قرآن ، حاكى از آنها است » .
از طرح كنندگان اين نظريه علامه طباطبايى رحمه اللّه است . « 3 »
مهمترين دليل براى اين معناى آياتى از قرآن كريم است كه لفظ تأويل در آنها به كار رفته و همهء آنها بر اين معنا تطبيق دارند .
مراد از آيهء
وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ . . .
؛ « 4 » يعنى حقيقت و واقعيتهايى كه خداوند از آيات متشابه اراده كرده است كسى نمىداند مگر خداى متعال و راسخان در علم .
در قصهء حضرت موسى و خضر عليهما السّلام در آغاز كه حضرت خضر ، كشتى را سوراخ مىكند و پس از آن پسرى را كشته و سپس ديوار كجى را راست مىكند ، در هر مرحله حضرت
هامش
( 1 ) نساء / 82 .
( 2 ) الميزان ، ج 3 / 47 .
( 3 ) الميزان ، ج 3 / 49 .
( 4 ) آل عمران / 7 .