كان تأويله نفس الفعل المطلوب ؛ كلام اگر طلب باشد ، تأويل آن خود فعل طلب شده مىباشد » .
با فرض اين كه اين تفسير را بپذيريم ، انشائيات در طلب خلاصه نمىشود ، بلكه نهى نيز هست كه فعلى طلب نشده تا ، تأويل « نفس الفعل المطلوب » باشد ، بلكه ترك فعل طلب شده است ، يا در ترجى و تمنّى ، فعلى در خارج نيست تا تأويل در آن تحقق پيدا كند و همچنين است ساير انشائيات .
ج . اشكال ديگر اين است كه برخى آيات قرآن كريم از صفات يا افعال خداوند سخن مىگويند و خارج از سنخ زمان ، مكان و ماده هستند ، كه عقول انسانها از درك آن عاجز است .
پس اگر معناى تأويل در آنها عين خارجى محسوس باشد ، لازم مىآيد خداوند جسم و مركب باشد ؛ برخى از آن آيات عبارتند از :
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
،
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
« 1 » ،
جاءَ رَبُّكَ
،
يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
،
أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها
،
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
، كه از متشابهات قرآن شمرده مىشوند .
اگر تأويل اين آيات ، وجود عينى آن در خارج باشد ، لازم مىآيد خداوند متعال - العياذ باللّه - مانند ساير موجودات زندهء مادى ، داراى دست ، پا ، چشم و اعضاى ديگر باشد .
بنابراين ، معناى عرش ، كرسى ، وجه ، دست و فوق چيز ديگرى است كه با اين معنا براى تأويل سازش نداشته و آيات قرآن را نمىتوان بر آن حمل كرد .
ديدگاه سوم : گروه سوم بر اين اعتقادند كه تأويل « بطن قرآن » است ، بدين معنا كه برداشت از ظاهر قرآن ، « تفسير » و فهم باطن قرآن ، « تأويل » آن است . اين ديدگاه در بين صاحب نظران جديد ، معروف و مشهور شده تا جايى كه يك حقيقت ثانويه گشته است . البته ! روشن است كه حمل يك آيه بر خلاف ظاهر آن نياز به دليل خارجى دارد .
دليل عمدهء اين گروه ، رواياتى است كه در اين زمينه آمده است .
از امام باقر عليه السّلام سؤال شد : معناى روايت پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه مىفرمايد : « آيهاى در قرآن نيست مگر اين كه ظاهرى و باطنى دارد » چيست ؟ حضرت فرمود :
« ظهره تنزيله
هامش
( 1 ) بقره / 115 .