نظريهء مهم آن اشاره مىگردد :
ديدگاه اول : تأويل ، مرادف با تفسير و به معناى بيان آيات قرآن است . اين ديدگاه دانشمندان و مفسران قديم است ؛ از جمله طرفداران اين نظريه ، فخر رازى « 1 » ، قرطبى « 2 » و صاحب تاج العروس هستند ، مطابق اين ديدگاه همهء آيات قرآن مىتوانند تأويل داشته باشند ، زيرا تمام آيات ، قابل تفسير و تبيين هستند .
اما اين نظريه داراى اشكالاتى است كه به دو اشكال مهم آن اشارت مىرود :
الف . قرآن كريم ، تأويل « آيات متشابه » را مختص به خداوند و راسخان در علم مىداند ؛ مىفرمايد :
« . . . وَ ما يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ . . . »
« 3 » .
بنابراين ، برخى آيات قرآن ، « متشابهات » هستند كه همهء مفسران نمىتوانند آن را تأويل و تفسير كنند ، چرا كه دانش آن نزد خداوند و راسخان در علم است .
در نتيجه ، اگر تأويل مرادف با واژهء تفسير باشد ، تمام آيات قرآن را دربرمىگيرد ، زيرا تمام آنها قابل تفسير هستند ، در حالى كه اين آيه از قرآن با صراحت مىفرمايد : تأويل متشابهات را جز خدا و راسخان در علم كسى نمىداند . با اين بيان ، مفهوم آيهء « و ما يعلم تأويله الّا اللّه » لغو مىشود ، زيرا بنابراين ديدگاه ، تمام مفسران نيز ، تأويل آيات متشابه را مىدانند و آيات متشابه نيز مانند محكمات براى هر مفسرى قابل فهم است .
ب . اشكال ديگر اين كه در قرآن آياتى وجود دارد كه اگر به معناى ظاهر آن تفسير شود ، لازم مىآيد كه خداوند داراى جسم باشد ؛ مانند
الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى
، « 4 »
جاءَ رَبُّكَ
، « 5 »
يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ
، « 6 »
أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها
« 7 » و
وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
« 8 » .
هامش
( 1 ) تفسير كبير ، ج 4 / 176 .
( 2 ) الجامع لاحكام القرآن ، ج 4 / 15 .
( 3 ) آل عمران / 7 . علم به تأويل براى راسخان در علم در صورتى است كه واو در « و الراسخون » عاطفه باشد .
( 4 ) طه / 5 .
( 5 ) فجر / 22 .
( 6 ) فتح / 10 .
( 7 ) زمر / 69 .
( 8 ) بقره / 255 .