پس چون اين خدايان ادّعا شده افول مىكنند نمىتوانند خالق و خدا باشند .
برهانهايى كه در فلسفه و كلام نيز براى اثبات وجود خداوند اقامه مىشود به روشنى در آيات قرآن كريم وجود دارد كه به دو نمونهء آن اشارت مىرود :
الف . برهان نظم
اين برهان ، انواع آفرينش را كه هر كدام به شكل خاصى جلوه كردهاند شامل مىشود . در قرآن كريم نيز اشاراتى به اين برهان شده است ، از جمله اين كه خداوند مىفرمايد :
إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتِي . . .
وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ . . .
لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ
« 1 » ؛ در آفرينش آسمانها و آمد و شد شب و روز ، و كشتىهايى كه در دريا به سود مردم در حركتند ، و آبى كه خداوند از آسمان نازل كرده و با آن زمين را پس از مرگ زنده نموده و انواع جنبندگان را در آن گسترده و همچنين در تغيير مسير بادها و ابرهايى كه ميان زمين و آسمان مسخرند نشانههايى از يگانگى خدا براى انديشمندان است . »
اين آيه نشان مىدهد كه عالم با تمام اجزايش ، يك واحد مرتبط و به هم پيوسته است كه نظام بسيار دقيقى را پديد آورده است و اين حاكى از تدبير واحد و وجود مدبّر و خالق يكتا در نظام هستى است .
ب . برهان امكان
اين برهان داراى چند مقدمه است كه در ذيل به آنها اشارت مىگردد :
1 . حقيقت ممكن ، حقيقت نياز و فقر است . ممكن الوجود ، مالك نفس خود در وجود و ادامهء حيات نيست ، قرآن كريم به اين حقيقت اشاره نموده ، مىفرمايد :
يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ
. « 2 »
وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنى وَ أَقْنى
. « 3 »
هامش
( 1 ) بقره / 164 .
( 2 ) فاطر / 15 .
( 3 ) نجم / 48 .