شيوهء اول
در برخى از افكار و انديشهها ، فلاسفه ، « جنّت » ، « نار » و « صراط » به گونهاى خاص تفسير مىشود ، آنها مىگويند : عالم بر سه قسم است : عالم حسى ، عالم خيالى ( وهمى ) و عالم عقلى ، عالم عقلى « جنّت » است و عالم خيالى « نار » و عالم حسى « عالم قبور » است .
در تفسير آيهء شريفهء
وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ
گفته شده : منظور ، نزاع حاصل بين بدن و تمام قواى او با نفس است . « 1 »
در آيهء
مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ
مىگويند : جن استتار است و انس استيناس . پس امور مستتر ، حواس باطل مىباشد و مستأنسه حواس ظاهر . « 2 »
اين نمونه از تفاسير ، نه با ظاهر آيات سازگار است و نه دليل معتبرى ( از آيات و روايات ) براى آن وجود دارد . « 3 »
از جمله فيلسوفان اسلامى كه با اين نگرش به تفسير قرآن پرداخته است . فارابى ( م 339 ق ) و بو على سينا ( متولد 370 ق ) است . برخى از نظريات فوق ، منسوب به شيخ الرئيس ، بو على سينا مىباشد .
در يك برداشت ممكن است منظور از تفسير فلسفى ، بيان مكتبهاى فلسفى باشد كه در قرآن كريم به شيوه مكتب مشاء و مكتب اشراق با مردم سخن گفته است .
مكتب مشاء ، همان مكتب استدلال و برهان است - قرآن كريم اگر چه كتابى است كه براى همهء مردم نازل شده است تا عامى و دانشمند ، همه از آن بهره برند ، اما در نوع بيان خود همواره بر اساس استدلال و برهان سخن گفته است و اين بدين معنا نيست كه از خطابه و شيوهء آن دست كشيده است .
شيوهء استدلال قرآن از ويژگى خاصى برخوردار است كه مىتوان آن را يكى از وجوه اعجاز بيانى به شمار آورد ، و آن جمع ميان دو شيوهء برهان و خطابه است . اصولا اين دو شيوه متضاد مىنمايد ؛ زيرا استدلال برهانى ، بر مقدمات يقينى ( فطريات و بديهيات ) استوار است ،
هامش
( 1 ) جامع البدايع / 28 ( قسمتى از اين بحث از كتاب نخستين مفسران پارسىنويس ، تأليف موسى درودى ، استفاده بردهايم ) .
( 2 ) همان .
( 3 ) اين ديدگاهها منسوب به ابو على سينا است .